پند 352

 
قسمتی از وصیت نامه شهید حمید باکری:"دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند، در... غیر این صورت زمانی فرا می‌رسد که جنگ تمام می‌شود و رزمندگان امروز سه دسته می‌شوند: یک: دسته‌ای که به مخالفت با گذشته خود برمی‌خیزند و از گذشته خود پشیمان می‌شوند. دو: دسته‌ای که راه بی‌تفاوت را بر می‌گزینند و در زندگی مادی غرق می‌شوند. سوم: دسته‌ای که به گذشته خود وفادار می‌مانند و احساس مسئولیت می‌کنند که از شدت مصایب و غصه‌ها دق خواهند کرد. پس از خداوند بخواهید با رسیدن به شهادت از عواقب زندگی پس از جنگ در امان بمانید، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسیار سخت و دشوار خواهد بود..."

پند 351

بر دیوارهای کاخ « سفید » بنویسید: صلح در جنگ است، آزادی در بردگی است، توانایی در جهل است و.... سفیدی در سیاهی است.

شهید مرتضی آوینی

پند 350

ارد بزرگ: پوزش خواستن از پس اشتباه ، زيباست حتي اگر از يك كودك باشد

پند 349

شکسپیر:
تردیدها بزرگترین خیانتکاران به شکوفایی و زندگی ما هستند

پند 348

 
گابریل گارسیا مارکز می گوید:



در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند و گاهی اوقات پدران همدر 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود
... در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند
در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد، بلکه چیزی است که خود می سازد
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم، بلکه در این است که کاری را که انجام میدهیم را دوست داشته باشیم
در 45 سالگی آموختم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آنها واکنش نشان می دهد.
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن اوست
در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز و تصمیمات بزرگ را با قلب باید گرفت
در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید
در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد
در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست، بلکه خوب بازی کردن با کارت های بد است
در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است و به رشد و کمال خود ادامه می دهد و به محض اینکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود.
در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است
در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.

پند 347

پيروزي از آن مردماني است كه هميشه تواناييِ در برابر سختي ها را داشته باشند . » 

  خواجه نصير توسي   

پند 346

جهان سوم جایی ست که معادل فارسی ای میل ، پست الکترونیک است.در حالی که هم پست و هم الکترونیک انگلیسی است

پند 345

مشخص کنید دقیقآ چه می خواهید ، اکثر مردم هرگز این کار را نمی کنند

پند 344

تردید ها به ما خیانت میکنند
تا به انچه لیاقتش را داریم نرسیم

پند 343

 
هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند، غزالی شروع به
دویدن میکند و می دا...ند سرعتش باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود.
هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند، شیری شروع به دویدن می کند و می داند که باید سریع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد.
مهم نیست غزال هستی یا شیر با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن ...

پند 342

آدمی ساخته افکار خویش است ، همان خواهد شد که به آن می اندیشد . . .

پند 341

به ياد داشته باش: من نبايد چيزى باشم که تو مي‌خواهى، من را خودم از خودم
ساخته‌ام.


منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.


تويى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.


لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.


و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.


و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.


ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.


مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.


مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.


چرا که ما هر دو انسانيم.


اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد
باشد.


تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.


قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.


دوستانم مرا همين گونه پيدا مي‌کنند و مي‌ستايند.


حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.


دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.


چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه
حتي رقيبى.


من قابل ستايشم و تو هم.


يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد.


به خاطر بياورى که آن‌هايى که هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌کنى.


همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى
جايزالخطا.


نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى
و يادت باشد که اين‌ها رموز بهتر زيستن هستند.
*مهاتما گاندی***

پند 340

در شادی علت باشیم نه شریک ، و در غم شریک باشیم نه علت !

زرتشت

پند 339

دستت را به من بده از آتش بگذریم،آنها که سوختند همه تنها بودند.
زرتشت

پند 338

Do you know why your car's windshield is so large and the rear view mirror is so small? Because our past isn't as important as our future. Look ahead and Move on.

آیا می دانید که چرا شیشه جلوی خودرو را بززرگ و آینه دید عقب در بالای آن را کوچک می سازند؟ زیرا گذشته ما مهم نیست به اندازه آینده ما.نگاه رو به جلو و حرکت در مسیر اینده را پیش بگیرید

Sarah Hipple

پند 337

Those who bring sunshine into the lives of others, can keep it from themselves.

کسانی ه نور خورشید را برای دیگران به ارمغان می آورند می توانند انرا برای خود نگه دارند.

James M. Barrie

پند 337

جهان آنقدر شگفت آور نيست كه ما مي پنداريم بلكه آنقدر شگفت آور است كه ما نمي توانيم بپنداريم
آرتورسيكلارك

پند 337

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکّب ابدُالدَهر بماند
ابن یمین

پند 336

مذهب بهتربن وسيله براي ساكت نگه داشتن عوام است. اگر مذهب نبود فقرا ثروتمندان را قتل عام مي كردند.

پند 335

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند.
پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این
دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

 

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است

پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر
تمام می شود

 

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد

پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر
حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به
درد نمی آورد

 

جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است

پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش
شما نمی شود و به او طمع نمی برد

 

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است

پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که
خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از
خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد

 

جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد

پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی
عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.

احمد شاملو

پند 334

حکیم و دختر لجباز

در
زمانی های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش در
می‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد
کسی دست به باسنش بزند
هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و
طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و
نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند. به ناچار دختر هر روز ضعیف تر و
ناتوان‌تر میشود تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط
من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم پدر دختر با
خوشحالی زیاد قبول میکند و به طبیب یا همان حکیم میگوید شرط شما چیست؟

حکیم میگوید برای این کار من احتیاج به یک گاو چاق و فربه دارم
شرط من این هست که بعد از جا انداختن باسن دخترت گاو متعلق به خودم شود؟
پدر دختر با جان و دل قبول میکند و با کمک دوستان و آشنایانش چاقترین گاو
آن منطقه را به قیمت گرانی می‌خرد و گاو را به خانه حکیم می‌برد
حکیم
به پدر دختر میگوید دو روز دیگر دخترتان را برای مداوا به خانه ام
بیاورید. پدر دختر با خوشحالی برای رسیدن به روز موعود دقیقه شماری
میکند... از آنطرف حکیم به شاگردانش دستور میدهد که تا دوروز هیچ آب و
علفی را به گاو ندهند
شاگردان همه تعجب میکنند و میگویند گاو به
این چاقی ظرف دو روز از تشنگی و گرسنگی خواهد مرد. حکیم تاکید میکند
نباید
حتی یک قطره آب به گاو داده شود. دو روز میگذرد گاو از شدت تشنگی و
گرسنگی
بسیار لاغر و نحیف میشود
خلاصه پدر دختر با تخت روان دخترش را به
نزد حکیم می آورد حکیم به پدر دختر دستور میدهد دخترش را بر روی گاو سوار
کند. همه متعجب میشوند، چاره ای نمی‌بینند باید حرف حکیم را اطاعت کنند
بنابراین دختر را بر روی گاو سوار میکنند
حکیم سپس دستور میدهد که
پاهای دختر را از زیر شکم گاو با طناب به هم گره بزنند؟ همه دستورات مو
به
مو اجرا میشود، حال حکیم به شاگردانش دستور میدهد برای گاو کاه و علف
بیاورند
گاو با حرص و ولع شروع می‌کند به خوردن علف ها، لحظه به
لحظه شکم گاو بزرگ و بزرگ تر میشود، حکیم به شاگردانش دستور میدهد که
برای
گاو آب بیاورند؟ شاگردان برای گاو آب میریزند، گاو هر لحظه متورم و متورم
میشود و پاهای دختر هر لحطه تنگ و کشیده تر میشود دختر از درد جیغ میکشد
حکیم کمی نمک به آب اضاف میکند گاو با عطش بسیار آب می‌نوشد حالا شکم گاو
به حالت اول برگشته که ناگهان صدای ترق جا افتادن باسن دختر شنیده میشود
جمعیت
فریاد شادی سر می‌دهند دختر از درد غش میکند و بیهوش میشود. حکیم دستور
میدهد پاهای دختر را باز کنند و او را بر روی تخت بخوابانند. یک هفته بعد
دختر خانم مثل روز اول سوار بر اسب به تاخت مشغول اسب سواری میشود و گاو
بزرگ متعلق به حکیم میشود
آن حکیم ابوعلی سینا بوده است

پند 333

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم

پند 332

هرگز زانو نخواهم زد،حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قامتم باشد .

کوروش کبير

پند 331

چه جاهل بودند اعرابی که در آن روزها دختران شیرخواره را زنده به گور می کردند

چه جاهل ترید شما که این روزها دختران بالغ را زنده به گورِ عقاید خود می کنید

پند 330

آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

دکتر علی شریعتی

پند 329

شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست

دکتر علی شریعتی

پند 328

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

دکتر علی شریعتی

پند 327

خدا تنها به معنی آفریننده ی هستی نیست،

بلکه معنی هستی نیز هست.

دکتر علی شریعتی

پند 326

آدمیزاد هر چه انسان تر می شود، چشم به راه تر می شود.

این حقیقت زیبایی است که همیشه می درخشد.

 

دکتر علی شریعتی

پند 325

اگر ايمان نباشد زندگي تكيه گاهش چه باشد ؟!
اگر عشق نباشد چه آتشي زندگي را گرم كند ؟!
اگر نيايش و پرستش نباشد زندگي را به چه كار شايسته اي صرف توان كرد ؟!
اگر انتظار مسيحي ، قائمي ، موعودي در دل ها نباشد ، ماندن براي چيست ؟!
و اگر ميعادي نباشد ، رفتن چرا ؟
اگر ديداري نباشد ، ديدن را چه سود ؟ 


دکتر علی شریعتی

پند 324

من رقص دختران هندی را از نماز خواندن پدر و مادرم بیشتر دوست دارم

   چون این دختران از روی عشق میرقصند اما پدر و مادرم از روی عادت

دکتر علی شریعتی

پند 323

برای کشف اقیانوس های جدید باید جرات ترک ساحل را داشت

این دنیا دنیای تغییر است نه تقدیر

دکتر علی شریعتی

پند 322

اگر نمیخواهی به دست هیچ استبدادگری گرفتار شوی فقط یک کار کن :

 بخوان و بخوان و بخوان.

دکتر علی شریعتی

پند 321

بزرگترین رنج من در این دنیا زندگی در میان مردمی است که از 

 جنس خودم نیستند

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

 اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

 اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.

(لئو بو سکا لیا)

پند 319

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

پند 318

با جسارت وجود خدا را به پرسش بگیر؛

 چرا که اگر خدایی باشد،

 باید خرد را بیش از ترس کورکورانه ارج نهد.

توماس جفرسون

پند 317

این انسانها نیستند که تو رو نامید می کنند
این تو هستی که اشتباه به انسانی امید بستی

پند 316

مشکل دنیا این است که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند در حالیکه دانایان سرشار از شک و تردیدند!

برتراند راسل

پند 315

شما با رفتاري كه با ديگران مي كنيد به آنها مي گوييد كه با شما چگونه رفتار كنند

مطلب آموزنده 1

از دختر یکی از دوستام پرسیدم که وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟نگاهم کرد وگفت که میخواد رئیس جمهور بشه.

دوباره پرسیدم که اگه رئیس جمهوربشی اولین کاری که دوست داری انجام بدی چیه؟

جواب داد:به مردم گرسنه وبی خانمان کمک میکنه.

بهش گفتم :نمیتونی منتظر بمونی که وقتی رئیس جمهور شدی این کارروانجام بدی،میتونی ازفردا بیای خونه ی من وچمن ها رو بزنی،درخت ها رووجین کنی وپارکینگ روجاروکنی.اونوقت من به تو50دلارمیدم وتورومیبرم جاهایی که بچه های فقیرهستن وتومیتونی این پول روبدی بهشون تا برای غذا وخونه ی جدیدخرج کنن.

مستقیم توی چشمام نگاه کردوگفت:چرا همون بچه های فقیررونمیبری خونه ت تا این کارها روانجام بدن وهمون پول روبه خودشون بدی؟

نگاهی بهش کردم وگفتم به دنیای سیاست خوش اومدی

پند 314

تصورات منفي ما بزرگترين دلايل براي بيماري هاي ما هستند

پند 313

همیشه به من میگن مثل بچه ی آدم رفتار کن…… من نمیدونم مثل هابیل باشم یا قابیل

پند 312

فیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد ،خود را در آب می دید و می رمید. او می پنداشت که از دیگری می رمد ،نمی دانست که از خود می رمد.


همه اخلاق بد ،از ظلم و کین و حسد و حرص بی رحمی و کبر ،چون در توست نمی رنجی، چون آن را در دیگری می بینی می رمی و می رنجی.

مولانا

پند 311

زمانه غیر زبان قفس نمی داند بمان که «پرنزدن» حیلۀ رهایی ماست

فاضل نظری

پند 310

همانا متعجبم 35 میلیون دزد چطور در کمال آرامش با هم در حال زندگی اند!!!

(ژنرال دیوید آیزنهاور )

پند 309

چیزهایی که داری، کسی که هستی، جایی که هستی یا کاری که می کنی تو را خوشبخت یا بدبخت نمی کند. خوشبختی و بدبختی تو از افکارت ناشی می شود.  

دیل کارنگی

پند 308

من نميگويم نبايد در نگاه اول عاشق شد,اما اعتقاد دارم بايد برای بار دوم هم نگاه كرد.    ویکتور هوگو