نوستر اداموس  (2)  

در سال 1353 بیماری لی چاربون همسر و فرزند نوستر اداموس را مورد تاثیر قرار اد اما متاسفانه نوستر اداموس نتوانست انان را معللجه کند اخبار عدم موفقیت دکتر به زودی به گوش همگان رسید اکثر بیماران او از او فراری شدند خوانواده همسر او از او خواستند تا جهیزیه همسر را به انها برگرداند او از این امر خودداری کرد و در نتیجه انان را به دادگاه احضار کرد

مسئه دیگری که برای نوستر اداموس بوجود امد اختلاف با جولیوس سزار اسکالینگر بود

همچنین نوستر اداموس به خاطر علاقه به شوخی که یک بار به شخصی که مجسمه قدیسی را می ساخت گفته بود که مجسمه شیاطین را می سازی باعث شد که سه سال بعد از این گفته شخص مجسمه ساز این مطلب را به کلیسا گذارش دهد دکتر را به جرم کفر به دادگاه کلیسا احضار کردند قرار شد که داد گاه دیگری در تولوس جهت بررسی بیشتر تشکیل شود

نوستر اداموس از آزن در تاریکی گریخت و با قاطر خود به طرف شرق ایتالی رفت در 6 سال بعد او از دادگاههای تفتیش عقاید در قسمت های مختلف اروپا فراری بود در این ایام بود که در انزوا از تنهایی قدرت های پیش گویی او بیدار شد

در شهر ایکس نوستر اداموس بیماران زیادی را شفا داد و به یک قهرمان مبدل شد سپس از سوی شهر سالون از او کمک خواسته شد و به انجا رفت و بعد نیز به شهر لوئیز رهسپار شد

نوستر اداموس دوباره به شهر سالون برگشت و سپس با ان پوسارت بیوه ای ثروتمند ازدواج کرد

او در شهر سالون حرفه تولید لوازم ارایش را با استفاده از گیاهان پیشه خود کرد مشتریان او غالبا زنان ثروتمند بودند نوستر اداموس برای حفظ ظاهر مرتبا در کلیسا ظاهر می شد اما شب ها به همسرش شب بخیر گفته و به طبقه بالا به اتاق مطالعه اش میرفت و در هارا به روی خود قفل می کرد نیمه شب همه چراق های شهر غیر از چراق اتاق مطالعه نوستر اداموس خاموش بودند و او تا سحر به مطالعه مشغول بود نوستر اداموس با تمرکز روی شعله شمع به خلسه ای عمیق فرو می رفت

انگاه صداها و تصاویر ایند را در ظرفی برنجی می دید اولین اعلام او راجع به انچه که در اینده می دید در 1550 انجام شد که در ان زمان او اولین تقویم خودا منتشر ساخت که فوقالعاده موفقیت امیز بود

او دیگر هر سال تقویمی نجومی می نوشت و در مورد ماههای اینده پیشبینی هایی می کرد اندکی بعد نوستر اداموس به شاگرد جدید خود شاوینگی بیان کردکه می خواهد کتابی کلی در مورد پیشگویی های جهان بنویسد این کتاب دارای 10 بخش به نام سنتوری بود هر سنتوری یک صد رباعی را شامل مس شد که این کتاب را کتاب سنتوری ها نامید او کار خود را در شب جمعه ای در 1554اغاز کرد شاوینگی شاگرد نوستر اداموس شوق و ذوق استاد خود را هنگامی که از پله هخای اتاق مطالعه پایین می امد به یاد می اورد از سنتوری یک تا قسمتی از سنتوی 4در سال 1555 با مقدمه ای هدیه شد به پسز کوچک اداموس به نام سزار منتشر شد مابقی سنتوری 4تا سنتوری 7 مدتی بعد در همان سال در کتاب فروشی ها ظاهر شد تقویم های نجومی نوستر اداموس ارا شدیدا در بین طبقات اجتماع معروف کرده بود

عکس العمل انجتم شده نسبت به کتاب سنتوری های نوستر اداموس بسیار شدید بود افراد مودب جامعه اورا یک نابغه و کابانهای مزرعه دار اورا ابزار شیطان نامیده و اشعار اورا سخنانی بر امده از جهنم تلقی کردند همکاران پزشک او وی را یاعث شرمندگی جامعه پزشکان می دانستند اشعار نوستر اداموس ترکیبی از کلمات رمز گونه به زبانهای لاتین یونانی و ایتالیایی و پرونشال فرانسوی بود

ملکه کاترین دومودیسی خواننده پرو پا قرص سنتوری های او بود کاترین علاقه ای خواص به شعر های نوستر اداموس داشت او در اتاقهای خصوصی خود اعمالی وابسته به علوم غربیه را به طور پنهانی انجام می داد او همراه با راهبه های جوان و ستاره شناسان در بارش با ارواح ازطریق اینهی جادویی مشاوره میکرد تا بتواند در اینده به جاه طلبی های خود جامه ی عمل بپوشاند

کاترین نیز مانند بسیاری عقیده داشت که کلمه شیر در یکی از رباعی های نوستر اداموس به معنای هنری دوم است هنری در ابتدا امر به این گفته ها بی علاقه بود اما یکی دیگر از منجمین نیز به نام لوک کاریک از او خواست که در هیچ مسابقه ای شرکت نکند ستاره ها نشان می دادند که هنری کور شده و در صورت غفلت میمیرد بنابر این هنری نوستر اداموس را به شهر سالون احضار کرد تا در این باره توضیح بدهد نوستر اداموس در 15 آگوست 1556 به ان شهر رسید تمامی دربار فرانسه انتظار نوستر اداموس را می کشیدند پرسش ها و عطر درباریان نوستر اداموس را محاصره کرد او سوالات و شوخی های انها را با سکوتی حاکی از ادب پذیرفت

ملکه بعد از صحبت با نوستر اداموس ترتیبی داد که محل اقامت او به کاخ پر شکوه اسقف اعظم سنس در پاریس منتقل شود پادشاه برای او کیف کوچکی پر از جواهرات فرستاد بسیاری از در باریان برای مشورت با او مراجعه کردند و کار زیاد او را که در سن 53 سالگه به سر می برد برای 10 روز بیمار نمود

یک شب هنگامی که نوستر اداموس در بستر خواب بود پسر در بانی که برای خانواده بزرگ (بو) کار میکرد در حالی که تمام خیابان های نزدیک را در جستجوی سگ خود گشته بود در خانه نوستر اداموسرا زد نوستر اداموس به پشت در امد و گفت چه چیزی تورا ناراحت کرده است ای در بان پادشاه ؟

تو برای یک سگ گمشده چقدر سرو صدا می کنی؟

به جاده اورلئان برو انجا سگت را مییابی

پسر سگ ود را در انجا یافت اما متعجب شد که اولا اداموس چگونه او را شناسایی کرده و ثانیا او مکان سگ را از کجا فهمیده است و خبر این پیشگویی به سرعت در شهر پخش شد هنگامی که نوستر اداموس از بستر بیماری برخواست ملکه کاترین اورا به شاتول سلطنتی بولوی فرستاد در انجا اورا به 7 تا از بچه های ملکه معرفی کردند و از او خواستند که تالع همه انهارا ببیند

او بسیار ناراحت بود زیرل قلم او سرنوشت بدی را برای همه ان 7 کودکپیش بینی میکرد ما از گفته های نوستر اداموس به ملکه چیزی نمی دانیم غیر از اینکه ملکه عاقبت متقاعد شد که همه انها پادشاه می شوند

تابوت در گنبد از اهن قرار داده می شود و در انجا ۷ کودک ژاادشاه نگه داشته می شود اجداد انها از اعماق جهنم بر میخیزند و از دیدن انکه نسل های انها در گذشته اند می نالند

C1 Q10

 

بانو در کشور تنها گذاشته می شود فرد منحصر به فرد او (پادشاه)ابتدا در بستری از افتخار ازبین میرود برای ۷ سال او از ناراحتی گریه میکند سژس عمری دراز و سرنوشتی خوب برای کشور در انتظار است

C6 Q63

پیش بینی های مصور نوستر اداموس (1)

پیش بینی های مصور نوستر اداموس

این کتاب گه پیشگویی های مصور نوستر اداموس در مورد ظهور حضرت مهدی و رویداد های بزرگ تاریخی اینده برگرفته از گفته ها و اشعار و روایات منتشر شده می باشد

مولف : راسترو

با همکاری: سعید مصلح پور

انتشارات سایه نما

وب نوشت : محمد مهدی آقاجانی اصفهانی

 

گفتار کوتاه در مورد مولف

هر عصری پیسسگویان مخصوص به خود را دارد که می توانند قسمتی از اینده را به صورت مبهم یا روشن ببینندکتاب حاضر ابتدا نگاهی به خود نوستر اداموس دارد وسپس به معاصران وی کی پردازد

خواننده کتاب باید به این نکته توجه کند که پیش بینی هایی که نوستر اداموس یه هر کس دیگر انجام داده ممکن است دستخوش تغییر قرار بگیرد زیرا غیب مطلق تنها در اختیار خداست و اوست که جزئیات دقیق و مفصل حوادث اینده را خبر دارد و اوست که می تواند به حادثه ای اجازه رخ دادن بدهد

تغییر این پیش بینی ها به معنای دروغ بودن انها نیست زیرا انطوری که تا به حال ثابت شده است نوستر اداموس فرد شهرت طلبی نبوده و بر خی از این پیش گویی ها نیز به خاطر امید به تغییر انها مثلا جنگ جهانی و غیره انجام داده شده است و با این فکر که گفتن انها بهتر از سکوت می باشد به بیان ان پرداخته است

 

روش های پیش بینی نوستر اداموس

شب هنگام در حالی که تنها در اتاق مطالعه نشسته ام ( وسیله پیش بینی من ) بر روی یک سه پایه برنجی قرار گرفته است شعله ای کم سو از اعماق تاریکی و پوچی بیرون می اید و چیز هایی را به من روشن می کند که نباید به غفلت گرفته شوند و پوچ فرض گردند

C1Q1

ترکه ای که در دست اوست در وسط سه پایه قرار میگیرد با اندکی اب لبه لباس و پاهایش را خیس میکند صدایی می اید (ترس) او در درون خود می لرزد شکوهی اللهی خداوند از هر چیز به او نزدیک تر است

C1Q2

زندگی نوستر اداموس

نوستر اداموسبا نام میشل دو نوستر دام در 14 دسامبر 1503 در خانوادهhacqaes de nostredame وrenee de nostredameبه دنیا امد پدر او فردی مرفه

و معروف در شهر سنت رمی بود جاک او و مادرش را از زندگی راحت برخوردار کرده بود

اگر چه اشپزی و تمرینات فکری ارزوی همیشگی میشل بودند استعداد اسرار امیز او در جهت پیشگویی ابتدا توسط دو پدر بزرگش مورد تشویق قرار گرفت یعنی زان سنت دورمی و پیردو نوستردام

میشل رفت تا در منزل پدر بزرگش زان زندگی کند و در انجا زبان یونانی و عبری و لاتین را یاد گرفت این شاگرد مشتاق استعدادی عالی در جهت یادگیری ریاضیات و نجوم از خود نشان داد

نوستر اداموس اولین علاقه خود را به علوم غربیه به علم کابالا و کیمیا گری نشان داد

میشل در 14 سالگی فلسفه دستور زبان و علوم بدیعی را تحت نظرکلیسا مطالعه نموددر وقت ازادش میشل را می شد در کتابخانه اویگنون یافت در حالی که مشغول مطالعه کتابهای علوم غربیه و ستاره شناسی بود

علاقه این دانش اموز به علوم غیر مادی باعث شد که به او نام منجم کوچک را بدهند

اخبار طرفداری اشکار میشل از ستاره شناسی و کوپرنیک در مدرسه به گوش والدینش در سنت رمی رسید انها از جان فرزندشان می تر سیدند زیرا او از خانواده ای زاده شده بود که در نسل های پیش یهودی بودند و در هر لحظه می توانست سپر بلای تنش های مذهبی پروتستانها و کاتولیک ها قرار بگیرد

پدر نوستر اداموس از علاقه پسرش به ستاره شناسی نگران بود پی یر پدر بزرگ او پیشنهاد کرد که وی به دنبال طبابت برود زیرا بیشتر مردم دنیا که به ستاره شناسی علاقه داشتند طبیب نیز بودند

میشل در 1522 برای مطالعه علم طب به دانشگاه مونت پلی یر فرستاده شد و در 1525 مدرک پزشکی خود را دریافت کرد در قرن شانزدهم جنوب فرانسه دچار بیماری مزمنی به نام لی چاربونبود و نوستر اداموس مدتها بیمارانی را که به این بیماری مبتلا بودند در روستاها شفا می داد و توانست در اکثر روستا هایی که در ان ظاهر میشد سایه بیماری را تعقیب کند و انرا ریشه کن نماید

نوستر اداموس طبیبی توانا گیاه شناسی ماهر مترجم اثار کلاسیک به زبان فرانسه و یک سفرنامه نویس بود او در کتابی به نام فارد منس در مورد اطبایی که در سفر های خود با انها ملاقات کرده بود توضیح می دهد

پژوهش و گردآوری سخنان بزرگان (( خانم خجسته زیمیرواسکاری )) 1

پژوهش و گردآوری سخنان بزرگان (( خانم خجسته زیمیرواسکاری )) 1

هدیه یی است بمناسبت راه اندازی وب سایت زن خردمند وباشهامت افغانستان - خانم کوفی . امیدوارم که بصورت سریال گونه نشرگردد . خواهرتان (خجسته زیمیرواسکاری )

 

میراث گرانبهای گذ شتگان چراغی است برآیند گان

بخش اول  - با نایاب ترین تصویرها – پژوهش وگردآورنده  (خجسته زیمیرواسکاری)

تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است .  

باب هاپ

آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی  و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند .

 اُرد بزرگ

کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند .

فردوسی خردمند

یک زندگی را وقتی می شود با خوشبختی قرین دانست که شروعش با عشق باشد و ختمش با جاه طلبی .

 بوسکالیا

رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد . 

اُرد بزرگ

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

گابریل گارسیا مارکز

اگر شما دشمن دارید ، بدی او را با خوبی پاداش ندهید ، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد . ولی به او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است .

نیچه

نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد .

 اُرد بزرگ

آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .

  اُرد بزرگ

آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد .

بزرگمهر

اراده محکم و متین که بخواهد به هر کس آنچه سزاوار است بدهد عدالت نام دارد .

اولپن

اگر کمی چیزهای غیر لازم را بدانی بهتر از این است که هیچ ندانی .

سندکا

آسوده حال کسی است که بردبار است .

 بزرگمهر

شناور بودن خرد آدم در جهان احساس  به او میدان بروز و رشد هنر را داده است .

 اُرد بزرگ

اول صحت ، دوم جمال ، سوم مال و چهارم رفیق . این ها پله های نردبان سعادت است .

ساموئید

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند.

گراهام بل

روی زمین خانه موقتی است و زیر زمین جایگاه ابدی .

ساموئل آدامز

آن که در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید .

بزرگمهر

اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند.

شوپنهاور

در کارهای دشوار نشاط بسیار وجود دارد .

 لویی پاستور

پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم .

فردریش نیچه

خودخواهی ، کاشی سادگی  روانت را ، خواهد شکست .

 اُرد بزرگ

پسرها ، لنگرهای زندگی مادرانند .

سوفوکل

آنکس که نتواند در حلقۀ شادی و نشاط دیگران به صورت یکی از افراد در آید ، یا مغرور است یا ریاکار و یا در قید تشریفات .

 لاواتر

حقیقت گفت مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم.

اعتصام الملک

آن که  خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است .

بزرگمهر 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند .

 گابریل گارسیا مارکز

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد .

آلفونس دوده

خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد .

فردوسی خردمند

نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می نامد ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد .

 اُرد بزرگ

زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است .

آلدوس هاکلی

برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن . 

اُرد بزرگ

آنگاه که همه نیک سخن می گویند، پلید اندیشی عین خرد است .

آلفرد مارشال

کژی و ناراستی ، شکاف و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد .

اُرد بزرگ

از مردم دور باش و تنها زندگی کن ، نه به کسی ظلم کن و نه بگذار کسی به تو ظلم کند .

 ابوالعلامعری

تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است . 

 اُرد بزرگ
بسامدها : امواج پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند .

امیل فاگو

کسی که درد روشنگری و بازگویی تجربه را ندارد خود نیز زمانی برای بهره از آن را نخواهد یافت . 

 اُرد بزرگ

کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت .

فردوسی خردمند

تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است .

اُرد بزرگ

دانش پزشکی در عرض چند سال گذشته چنان پیشرفت حیرت انگیزی کرده است که امروز برای یک پزشک غیر ممکن است در بیمار خود عضو سالم پیدا کند .

اریل وینسون

آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند .

 اُرد بزرگ

جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن .

  اُرد بزرگ

سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست .

 ارنست رنان

خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد .

 ارد بزرگ

جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم .

فردریش نیچه

شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.

 کیم وو چونگ

انسان اگر ناخوش باشد و کار کند بهتر از این است که سلامت باشد و بیکار بنشیند .

کازوبون

انسان با استقامت قدرت و نفوذ تعقل واستدلال میتواند حتی بر وبا و طا عون غلبه کند .

 ناپلئون بناپارت

بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است  که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و  ...

اُرد بزرگ

به گرسنگی مردن بهتر که نان فرو مایگان خوردن .

 سعدی

دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسلۀ دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند .

سعدی

یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند .

 اُرد بزرگ

بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است .

 فردوسی خردمند

موفقیت تنها یک چیز است این که : زندگی را به دلخواه خود بگذرانید.

کریستوفرمورلی

هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست .

 اُرد بزرگ

جامعه وجود ندارد جوامع وجود دارد .  

 کوروش

از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید .

 اُرد بزرگ

بعضی صلیب را روی گور خود می گذارند و برخی آنرا لنگر کشتی می سازند .

کولستون

ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند .

اُرد بزرگ

مبارزه است که قدرت می آورد نه استراحت.

استائل.

کتاب اندیشکده ایران و یونان به کوشش سیمین کوثری

 

کتاب اندیشکده ایران و یونان به کوشش سیمین کوثری

 
مسئله ای که مرا به تهیه این کتاب تشویق کرداین بود که از دوران نوجوانی و زمانیکه به مطالعه علاقه مند شدم همه جا سخن از فلاسفه غرب و اندیشه ها و افکار آنان بود کتابها و منابع ما سرشار از جملات فلاسفه غرب بود آنها را به عنوان درسهای زندگی گنجانده بودند . آیا ما در ایران فیلسوف و اندیشمند نداشته و نداریم ؟!که بخواهیم همواره بت های اروپایی را ستایش کنیم از سخنوران غرب بتی ساخته شده که اهل سیاست و علما و محققان معاصر نیز در سخنانشان به عقاید و نام آنها اشاره می نمایند بر آن شدم کاری کنم که جوانان کشورمان با وضوح بیشتری اصل جریان را ببینند . لذا با قرار دادن جملات سقراط ، افلاطون و ارسطو که حاکمان اندیشه غرب هستند در کنار سخنان اندیشمند کشورمان ارد بزرگ به ایرانیان یادآوری نمایم که ما چه در گذشته و چه در عصر حاضر متفکرینی داشته و داریم که بتوانیم با مطالعه سخنانشان در پیچ و خم زندگی راههای بهتر زندگی کردن را بیابیم و بدانیم که دیگر زمان الگو برداری از اندیشه های بیگانگان تمام شده است ...
این مجموعه را تقدیم میکنم به استاد عالیقدری که درست اندیشیدن را به من آموخت


سیمین کوثری

 

1---

سقراط : تحمل ظلم از ارتکاب آن بهتر است

افلاطون : مرد را به قدرت بازویش امتحان کنید نه به قول او .

ارسطو : چون اکثریت شهروندان از طبقات فقیر جامعه می باشند و تعداد ثروت مندان اندک است ، پس می بایست دولت خواسته افراد بی چیز را برآورده کند.

ارد بزرگ : آنکه بر کردار خویش فرمانروایی کرد و دلیرانه بسوی راه های نارفته رفت بی شک آموزگار آیندگان خواهد شد .


2---

سقراط : هر چه جست و جو کردم ، کسی را نیافتم که به نادانی خویش اعتراف کند ، پس من که خود می دانم از همه نادان ترم ، داناترین مردمان هستم .

افلاطون : هنر را برخاسته از خیال است و در پائین ترین مرتبه هستی و شناسایی جای دارد .

ارسطو : آن جا که طبیعت نتواند مرد بیافریند زن را خلق می کند و زنان را دارای کمبود درکیفیت هستند .

ارد بزرگ : آرمان را نباید فراموش ساخت اما می توان هر آن ، به روشی بهتر برای رسیدن به آن اندیشید .


3---

سقراط : نه اینگونه نیست که هرکس پیروز باشد بر حق است.

افلاطون : خدا سرچشمه همه چیز نیست، بلکه تنها سرچشمه نیکی است .

ارسطو : اظهار نظر در باره یک خانه منحصر به معمار نیست بلکه کسی که در خانه زندگی می کند نیز صاحب نظر است و بالاخره این آشپز نیست که تعیین می کند که آیا غذا خوش مزه است و یا نه ، بلکه مهمان.

ارد بزرگ : آدمهای فرهمند به نیرو و توان خویش ایمان دارند .


4---

سقراط : خودت را بشناس .

افلاطون : انسانها خوبی را دوست دارند و می خواهند که خوبی همیشه از آن ایشان باشد .

ارسطو : هر چند مزاج سودایی، تعادل اخلاقی را از میان می برد، امّا این آتش حرارتی ایجاد می کند که با آن ارواح مستعد ، خود را گرم می کنند و نبوغ خویش را بروز می دهند .

ارد بزرگ : اهل سیاست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهایی که دوست دارند !!!.


5---

سقراط : اطاعت حکم دولت برای نظام اجتماعی واجب است ولو آنکه حکم دولت به خطا و ضرر شخص باشد .

افلاطون : زشتی و بی وزنی و ناهماهنگی انعکاس هایی هستند از روحی زشت و ناهماهنگ، همچنان که زیبایی و موزونی و هماهنگی، تصاویر روحی شریف و هماهنگ اند

ارسطو : هنرمند دست دارد و فیلسوف اندیشه. دست در صنعت وسیله وسیله هاست و اندیشه در فلسفه ((صورتِ صورت ها)). شاعر و فیلسوف هر دو از نعمت فراموش کردنِ نفس خویش – نعمتِ از خود رستن – بهره مندند. هر دو چابکند و سودایی مزاج – هر دو پر هیجان و پر احساسند – هر دو بی خواب و بی آرامند و از رنج فکری و امعان نظر لذّت می برند، آن ها نوابغند و اگر سودای مزاج آن ها مفرط شود، دیوانه خواهند شد .

ارد بزرگ : آنچه رخ داده را باید پذیرفت اما آنچه روی نداده را می توان به میل خویش ساخت .


6---

سقراط : اگر به ما ظلمی روا شد نیز نباید آن را با ظلم دیگری پاسخ دهیم چراکه به رغم آنچه مردم می پندارند این کار برخلاف عدالت است.

افلاطون : شاعران را باید تاج‌گلی بر سرشان گذاشت و از آرمانشهر بیرون کرد چون آنها دروغگو هستند و بر اساس تخیل صحبت می‌کنند

ارسطو : انسان واقعی از نیکی کردن به دیگران خوشحال می شود اما از اینکه دیگران به او نیکی کنند شرمنده می شود زیرا آن نهایت بزرگواری و این نهایت حقارت است و هیچ کس دوست ندارد حقیر شود .

ارد بزرگ : سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .


7---

سقراط : تا هنگامی که یک قانون مغایر امر الاهی نیست، لازم الاتباع است.

افلاطون : پست ترین مرتبه شناخت، خیال است که نخست تصویرها و سایه ها را دربردارد و دیگر انعکاس چیزهای محسوس در آب و در اجسام سخت و صاف را. پس از آن مرتبه عقیده است که چیزهای محسوس جاندار و غیرجانداررا درمی یابد. خیال و عقیده، هردو مربوط به شناسایی جهان محسوس اند و از پندار برمی خیزند، فراتر از آن، استدلال عقلی و علم است که پله های شناسایی جهان معنا هستند و برخاسته از فهم، استدلال عقلی به شناخت ریاضیات می انجامد و علم، شناخت ایده ها را ممکن می سازد.

ارسطو : سیارات حول زمین ثابت می چرخند .

ارد بزرگ : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد .


8---

سقراط : آنگونه باش که می خواهی به نظر برسی .

افلاطون : تا جایی که می توانیم [باید] شبیه خدا شویم و آن هم عبارت است از دادگر و درستکار شدن به یاری حکمت .

ارسطو : با نظری به اطفال تربیت یافته ، آشکار می شود که سرگرمی و تفریح ، خود هدف نیست چرا که یادگیری و بازی ، نمی تواند با یکدیگر همراه شود از آن جهت که یادگیری مستلزم درد و رنج است. از این رو بازی اطفال ، تنها از آن جهت ضرورت می یابد که موجب رفع خستگی ناشی از تحصیل ، آن هم تحصیلی رنج آور شده و آنان را مهیای یادگیری بیشتر می کند.

ارد بزرگ : آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست.


9---

سقراط : قوانینی عادلانه است که سازگار با اوامر الاهی باشد .

افلاطون : باید ناظر همه هنرمندان و پیشه وران باشیم و نگذاریم، خواه در نقاشی و ... و در آثار دیگری که پدید می آورند، صفاتی ناپسند از قبیل لجام گسیختگی و پستی و زشتی را نمایان سازند و اگر نتوانند مطابق این قاعده کار کنند، باید آنان را از پدیدآوردن آثار هنری باز داریم...

ارسطو : آسمان متشکل از فلکهای تودرتو و متحدالمرکزی است که حرکتهای خاص خود را دارند. هر فلک شامل یک یا چند جرم آسمانی (ثوابت و سیارات ) است که با حرکت افلاک تغییر مکان می دهند. بنابراین ، هر فلک محرک آن دسته از جرمهای آسمانی است که در آن قرار گرفته اند. از بالاترین فلک (فلک ثوابت ) به پایین ترین آنها (فلک قمر) از کمال فلکها کاسته می شود. این فلکها منشأ تغییرات فیزیکی ، شیمیایی و زیستی در کرة زمین اند.

ارد بزرگ : شالوده و زیربنای گسترش هر کشور ، فرهنگ است .


10---

سقراط : با پدر و مادر چنان رفتار کن که از اولاد خود توقع داری .

افلاطون : با گذر زمان شاعران نخستین کسانی بودندکه باب قانون شکنی و بی سلیقگی را باز کردند، اینان استعداد طبیعی برای شعر گفتن داشتند، ولی از نظم و قانونی که بر موسیقی حکم فرماست بی خبر بودند، از این رو عنان خود را به دست توده مردم سپردند و فراهم ساختن لذت برای شنوندگان را یگانه هدف خود قرار دادند... و این عقیده نادرست را ترویج کردند که شعر و موسیقی تابع قوانین خاصی نیست بلکه بهترین معیار خوبی و زیبایی موسیقی، لذتی است که به شنوندگان دست می دهد...

ارسطو : هیچ چیز نامتناهی بالفعلی وجود ندارد، به همین جهت تمام اجزاء جهان متناهی هستند..

ارد بزرگ : ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند .


11---

سقراط : زیر پا نهادن قوانین ناعادلانه است .

افلاطون : نخستین پایه تربیت تن و روح کودک جنبش دائم و شبانه روزی است .

ارسطو : داشتن چیزی، غیر از حافظه نیست.

ارد بزرگ : خوش نامی بزرگترین فر و افتخار هر آدمی است .


12---

سقراط : سعی کن آنچه مقدر است ، آرام تحمل کنی .

افلاطون : ما قادر نیستیم از چیزی که پیوسته در حال تغییر است، شناخت حقیقی پیدا کنیم. جهان طبیعت پیوسته در حال تغییر است و شناخت حقیقی نمی تواند به آن تعلق بگیرد. در مورد عالم ظاهر، یعنی عالم محسوسات، فقط می توان با حدس و گمان حرف زد .

ارسطو : پنچ چیز خلاف عقل سلیم است: برهان و جدال و خطابه و شعر و مقالطه . که این پنج چیز با منطق مخاطب مقابله می کند و او را گول می زند شعر اینگونه است.

ارد بزرگ : آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند .


13---

سقراط : فرق انسان با حیوان در کنترل هوای نفس و هوسهاست .

افلاطون : روح پیش از آنکه در جسم حلول کند، در عالم مثال وجود داشته و مثل یعنی حقایق را درک کرده است. اما همین که به این دنیا آمد و در بدن انسان حلول کرد، همه مثالها را از یاد می برد. با این حال، خاطره ای مبهم از آن ها را داراست، طوری که وقتی در جهان طبیعت با موجودات مختلف و شکل ها و صورتهای آنها روبرو می شود ، به یاد عالم مثال و صورتهای آن می افتد و همین امر در روح ، حسرت بازگشت به جهان اصلی را بر می انگیزد .

ارسطو : شجاعت مرد در فرمانروایی و شجاعت زن در اطاعت و فرمانبری است .

ارد بزرگ : آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت .


14---

سقراط : فاش نکردن اسرار مردم دلیل کرامت و بلندی همت است.

افلاطون : انسانها نمی خواهند روح خود را آزاد کنند تا به عالم مثال باز گردد. اکثر مردم به محسوسات یعنی سایه های حقایق چسبیده اند و به دنبال خود حقایق نیستند .

ارسطو : زنان نباید همچون مردان آموزش ببینند باید اختلاف زن و مرد را در امر آموزش و تربیت در نظر آورد .

ارد بزرگ : زیبارویی که می داند زیبایی ماندنی نیست پرستیدنی ست.


15---

سقراط : مرد عاقل کسی است که کم گوید و زیاد شنود .

افلاطون : نغمــه و وزن موسیقی تأثیر فوق العــاده ای در روح انسـان دارد و اگر درست بکار رود می تواند زیبایی را در رؤیاهای روح جایگزین کند.

ارسطو : بهترین حال برای زن آن است که زندگی خانوادگی آرامی داشته باشد .

ارد بزرگ : نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست .


16---

سقراط : انتقام دلیل سبکی عقل و پستی روح است .

افلاطون : اصل خیر به قانون جمال برمی گردد .

ارسطو : عدالت یعنی انجام کامل وظایف توسط هر شهروند .

ارد بزرگ : آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است .


17---

سقراط : یک زندگی مطالعه نشده ،ارزش زیستن ندارد .

افلاطون : رفتار انسان از سه منبع نیرو می‌گیرد: میل، هیجان، و عقل. میل شهوت و تحریک و غریزه اجزای یک کل‌اند؛ و هیجان و قدرت ارادی و جاه‌طلبی و شجاعت نیز یک واحد تشکیل می‌دهند؛ و دانش و اندیشه و هوش و خرد نیز یکی هستند. منبع میل و شهوت در شکم است؛ که انبار نیرو و مخصوصا نیروی جنسی است . مرکز هیجان و اراده در قلب و جوش و حرارت خون است؛ در اینجا احساسات درونی و تحریکات باطنی طنین انداز می‌شود. مرکز عقل و دانش در سر است؛ که ناظر و بازرس امیال و شهوات است و می‌تواند ناخدای کشتی نفس بشود.

ارسطو : مابعدالطبیعه معرفتی است که در مورد کلی ترین احکام وجود بحث می کند .

ارد بزرگ : تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است .


18---

سقراط : خشم و غضب را به درگاه مردان با اراده راهی نیست.

افلاطون : محبت را فراموش نکنیدو آن را ناچیز نشمارید.

ارسطو : در بازی ، نیرویی نهفته شده که روان آدمی را از خواستهای ناسودمند و احساسات و امیال چرکین پاک می سازد و عواطف آدمی بخشی از خواص خطرناک و ناخوشایند خود را به هنگام بازی از دست می دهد و پاک می شود.

ارد بزرگ : از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس .


19---

سقراط : نزدیک ترین چیزها مرگ و دورترین چیزها آرزوهاست.

افلاطون : سگ ، همان روحی را دارد که فیلسوف .

ارسطو : بعد ماورائی عالم ذهنی است و عینی نیست.

ارد بزرگ : در برف، سپیدی پیداست. آیا تن به آن می دهی؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند.


20---

سقراط : نمی توانم چیزی به دیگران بیاموزم ؛ فقط می توانم وادارشان کنم که بیندیشند .

افلاطون : ملتی نمی‌تواند قوی گردد مگر آنکه به خدا معتقد باشد. یک قدرت کیهانی ساده یا یک علت العلل یا یک «پویش حیاتی» مادام که یک «شخص» نباشد نمی‌تواند منبع امید و رنج و فداکاری باشد؛ و نمی‌توان گفت به دلهای مضطرب و نگران تسلی ببخشد و نا امیدان و مأیوسان را تشجیع و ترغیب کند.

ارسطو : تجربه میوه ای است که آن را نمی چینند مگر پس از گندیدن.

ارد بزرگ : برای پویایی و پیشرفت، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود .


21---

سقراط : باید بخوری تا زنده باشی ، نه آنکه زنده باشی تا بخوری .

افلاطون : کسی که نمی داند ازکجا آمده است و به کجامی رود و آن هدف والای زندگی اش که می بایدخود را برای وصول به آن به تکاپو بیندازد، چیست ،منکرخویشتن است .

ارسطو : در زندگی وقتی کاری برای انجام یا چیزی برای عشق ورزیدن یا بارقه ای برای امیدوار بودن داشتید ، آن گاه بدانید فرد شادی خواهید بود .

ارد بزرگ : اگر بر ساماندهی نیروهای خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را می سازند .


22---

سقراط : کسی که دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند .

افلاطون : با سرانگشت عشق هر کسی شاعر می شود .

ارسطو : خردمند هر آنچه را که می داند نمی گوید و هر آنچه را که بگوید می داند.

ارد بزرگ : دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند .


23---

سقراط : برای دوست خود یک دفعه تمام محبت خود را ظاهر مکن زیرا هر وقت اندکی تغییری مشاهده کرد تو را دشمن می دارد .

افلاطون : آغاز هر کار مهمترین قسمت آن است .

ارسطو : حرکت، کمال شیء بالقوه است از آن حیث که بالقوه است.

ارد بزرگ : هدف ما باید دارای شور و برانگیختگی باشد . آرمانی که آدمی را به وجد نیاورد ، کسالت بار و خسته کننده است .


24---

سقراط : هیچ بیماری آسیب زا تر از دوری از عدالت نیست و مهمترین پایه عدالت چیزی نیست جز اطاعت از قوانین، و با تحقیق بیشتر به نظر می رسد که سودمندی یا عدم سودمندی قوانین آنقدر اهمیت ندارد که خود اطاعت از قوانین دارای اهمیت است. چراکه اگر سرپیچی از قوانین آتن بین همه مردم رواج یابد، جامعه تباه می شود و نظام زندگی مردم دستخوش هرج و مرج و آشوب خواهد شد.

افلاطون : بی صبری شخص را از هیچ رنجی نمی رهاند بلکه درد جدیدی برای از پا درآوردن شخص بوجود می آورد.

ارسطو : یادگیری و آموزش در ایام خوشبختی مانند زیور و در ایام ناملایمات مانند پناهگاه است.

ارد بزرگ : اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی .


25---

سقراط : من همان کار مادرم را می کنم. این حقایقی که من می گویم ، در ذهن شما هست ، من کمک می کنم که شما این نوزادهای موجود در زهدان ذهن خودتان را به دنیا بیاورید .

افلاطون : دانایان حرف می زنند چون چیزی برای گفتن دارند . احمق ها حرف می زنند چون باید چیزی بگویند .

ارسطو : مزیت باسوادان بر بی سوادان همانند برتری زندگان بر مردگان است.

ارد بزرگ : هنرمند و نویسنده مزدور ، از هر کشنده ای زیانبارتر است .


26---

سقراط : برای اینکه جامعه یی را از لحاظ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بسنجید وضعیت موسیقی آن را بررسی کنید. پس هر چه سطح موسیقی در جامعه پایین تر باشد وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم هم پایین تر است.

افلاطون : نیرومندترین مردم کسی است که خشم خویش نگه دارد.

ارسطو : در امور سیاست نباید فقط متخصصان ابراز نظر کنند ، شهروندان عادی نیز می تواند به مسائل سیاسی به پردازند. امر سیاست درست مانند منتقدان ادبیات است که با وجود اینکه این افراد خود نویسنده نیستند اما قادر به نقد آثار ادبی می باشند.

ارد بزرگ : اسطوره ها زاینده اند ! آنان برای فرزندان سرزمین خویش همواره امید به ارمغان می آورند .


27---

سقراط : زندگی وقتی ارزش زیستن دارد که خودم بتوانم گام به گام بگویم خودم آزمودم و به این نکته رسیدم و بر مقتضای این نکته سیروسلوک می کنم.

افلاطون : هرچیز را نگهبان بیشتر بود،استوارتر گردد ،مگر راز که نگهدار آن هرچند زیاد باشد آشکارتر گردد .

ارسطو : انسان، دنیایی از عجایب است .

ارد بزرگ : عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .


28---

سقراط : آن قدر بر مال دنیا حریص مباش که از مفقود شدنش اندوهناک شوی .

افلاطون : اگر جوانان این گفته ها را باور کنند و به توصیف های سزاوار شان فرمانروایان نیست بخندند چگونه می توان از آنها که بشری بیش نیستند، انتظار داشت که آن کار ها را در خور شان خود ندانند و اگر روزی همین سخن ها را بر زبان آورند، یا مرتکب همان کار ها شوند، خود را نکوهش کنند . جوانان به خنده نیز نباید اشتیاق بیش از اندازه نشان دهند زیرا خنده زیاد همواره عکس العمل خشونت بار و تشویش و اضطراب مفرطی در پی دارد. از این رو پسندیده نیست که شاعران، مردان بزرگ را در حالی مجسم سازند که از خنده بی اختیار شده اند، چه رسد به اینکه خدایان را در چنان حالی نشان دهند.

ارسطو : فضیلت انسان در نگهداشتن حد وسط میان افراط و تفریط است .

ارد بزرگ : مدیران پر حرف ، وقتی برای عمل ندارند.


29---

سقراط : انسان از وقتی آغاز به فیلسوف شدن می کند که این دو شعار را شعار زندگی اش قرار بدهد: اولاً اینکه «خود را بشناس» و دوم اینکه «زندگی نیازموده را نباید زیست».

افلاطون : به خود ِ خویش بازگرد و در خویشتن بنگر . و اگر ببینی که زیبا نیستی ؛ همان کن که پیکر تراشان با پیکر می کنند . هر چه زیادی است بتراش و دور بیانداز . اینجا را صاف کن و آنجا را جلا بده . کج را راست کن و سایه را روشن ساز و ... از کار خسته مشو .

ارسطو : کارهای تکراری ما نشانه شخصیت ماست .

ارد بزرگ : کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی خفت ابدیست .


30---

سقراط : شجاعت چیزی جز ارجگذاری مبتنی بر وقوف و دانش ( مخصوصا در برابرتهدید خطر) بر موهبتهای زندگی نیست ، بنا بر این جایزه ی شجاعت فقط حق کسی است که از این وقوف و دانش بهره ای کاملتر دارد: مثلا از آن دو سرباز کسی شجاعتر است که یقینی روشنتر و قابل اعتماد تر دارد بر اینکه مرگ بر زندگی عاری از شرف ، و بر اسارت خود و بر شکست وطن ، بر تری دارد .

افلاطون : عشق? واسطه انسان ها و خدایان است و فاصله ی آنها را پر می کند.عشق یافتنی است نه بافتنی. نمی توان آن را در کمند الفاظ در کشید چنانکه نسیم بهاری را به فخ و دام نتوان صید کرد بل تنها می توان آن را صید کرد.

ارسطو : تمایلات خود را میان دو دیوار محکم « اراده » و « عقل » حبس کنید.

ارد بزرگ : پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد .


31---

سقراط : من پیش از همه ی شما می گویم که آموزگاری نداشته ام و چون همواره تهیدست بودم نتوانسته ام به سوفیست ها ، که مدعی بودند می توانند مرا تربیت کنند ، مزد بدهم و از تربیت آنان بهره بر گیرم . خود نیز تاکنون نتوانسته ام راه تربیت درست را بیابم .

افلاطون : هنر تربیت هنری است که به یاری آن می توان روح جوانان را به سویی دیگر گرداند. نه هنری که به وسیله آن بتوان در روح نیروی بینایی نشاند. کسی که تربیت جوانان را به عهده می گیرد باید قبول کند که این نیرو از آغاز در روح آنان هست. منتها هنوز به سمتی که باید متوجه شود، نشده است و به سویی که باید بنگرد نمی گرد و یگانه وظیفه هنر تربیت این است که در این کار به آنان یاری کند.

ارسطو : عاقل آنچه را که می داند ، نمی گوید ؛ ولی آنچه را که می گوید ، می داند.

ارد بزرگ : ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد .


32---

سقراط : ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند.

افلاطون : شاعر تقلید تقلید است و از این‌رو انسان را دو مرحله از واقعیت دور می‌کند .

ارسطو : نه تنها باید به زنان اجازه حضور در فعالیت های سیاسی و حتی نظامی را داد بلکه آنان را باید وادار به این امر نمود .

ارد بزرگ : دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی فراتر از خشکی دارند اما هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند .


33---

سقراط : اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند .

افلاطون : فلسفه متعالی ترین موسیقی هاست .

ارسطو : اگر وحدت از یک حد مشخص فراتر رود جامعه سیاسی را به نیستی می کشاند .

ارد بزرگ : برای آنکه روانت را بپروری، ابتدا با خودت یکی شو .


34---

سقراط : مرد کامل آن است که دشمنان از او در امان زیست کنند نه آن که دوستان از او هراسان باشند .

افلاطون : از شاعر نخواهید خودش را شرح دهد، نمى تواند.

ارسطو : در جامعه ای که همه با هم برادر باشند هیچ کس با هم برادر نیست .

ارد بزرگ : برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش .


35---

سقراط : من نیز بر آنم که هرگاه بخواهیم در باره ی چیزی درست داوری کنیم باید به شناسایی آن چیز اتکا کنیم نه بر شمار و رقم ، میزان معرفت است نه رای اکثریت . پس در این باره کسی می تواند سخن بگوید که یا آن را از استادی نامور آموخته باشد و یا اگر خودآموخته است یک یا چند اثر از هنر خود را عرضه کند .

افلاطون : روشن است کسی که تنها به ورزش بدنی بپردازد وحشی و خشن می شود و آن که به تربیت روحی قناعت کند بیش از اندازه نرم و ملایم می گرد .

ارسطو : داشتن مالکیت ، یک حق فطری و طبیعی انسان است .

ارد بزرگ : باور بدبختی از خود بدبختی دردناکتر است .

 

منبع :

http://bufsystem.persianblog.ir/post/194


پند256

زمان را بر کارهای خود تقسیم کنید تا کاری بر زمین نماند

بطلیموس

پند255

هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست .

ارد بزرگ

پند254

آیا می کوشی که ده بار یا صد بار دو چندان شوی ؟ نکند بهر خود مریدان بسیار می جویی ؟ - پس می باید ظرفهای تهی ( هیچ ) را بجویی.

 

فردریش نیچه

پند253

اشتباه نیز جزئی از زندگی است، پس وقت خودت را تلف نکن و خودت را به خاطر اشتباههای گذشته سرزنش نکن.

برادلی

پند252

همواره آدمیان پهنه و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند .

اُرد بزرگ

پند251

خدا به انسان دو چشم ولی یک زبان عطا کرده است, تا دو برابر آنچه را که میگوید به چشم ببیند.

ادموند گولدین

پند250

تاریخ هیچگاه تکرار نشده و نخواهد شد آنچه روی داده و در حال رخ نمودن است پیراسته شدن ایده های بشری از ناراستی هاست .

اُرد بزرگ

پند249

جایگاه پرستش گران کوهستان است .

فردوسی

پند248

اگر بپذیریم همه ما آنگونه که می بینیم و در می یابیم ، می گویم و روشنگری می کنیم باید بن زندگی را دایره ای بزرگ بدانیم که همه چیز را نیز دایره ترسیم کرده است برسان : چرخش روزها ، شکل کلی و نوع حرکت اختران و سیارها ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، جنبش اتم و ...

اُرد بزرگ

پند247

حیات خوابی است ، و محبت رؤیای آن .

آلفرد دوموسه

پند246

یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست

اُرد بزرگ

پند245

آدمی شاگردی است که درد و اندوه او را تعلیم می دهد و هیچکس بدون احساس این معلم قادر به شناسایی خود نیست .

آلفرد دوموسه

پند244

داشتن دید بلند مدت موثرترین عامل پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی آمریکاست.

ادوارد بانفیلد

پند243

یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به توده است

 

ارد بزرگ

پند242

زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد

ارهارد

پند241

یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد .

اُرد بزرگ

پند240

تجربه را بر روی رختخواب نرم معطر و متکای پر قو نمی توان بدست آورد .

اوری پید

پند239

آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد

فردوسی

پند238

یک آموزگار خام می تواند سال ها شاگردان خویش را گمراه و سرگردان کند .

اُرد بزرگ

پند237

عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است

آلفونس کار

پند236

هر اندازه به دیگران ارج بگزاریم ، گرامی و بزرگ خواهیم شد .

اُرد بزرگ

پند234

هدیه دشمن را نیز بپذیر 

اُرد بزرگ

پند235

به خاطر داشته باشید که امروز همان فردایی است که دیروز درباۀ آن نگران بودید . از خود بپرسید اقلاً این چیزی که درباره اش نگرانم به وقوع خواهد پیوست یا خیر ؟

 استرن

 

پند233

سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست

ارنست رنان

پند232

همیشه بدنبال سرنوشتی بهتر باش ، و اگر آن دانش است هر آنچه در این مسیر رنج ببری ارزشش را دارد.

اُرد بزرگ

پند231

هر پیوستنی ، آگاهی و میوه ای نو به ارمغان می آورد

اُرد بزرگ

پند230

دانش پزشکی در عرض چند سال گذشته چنان پیشرفت حیرت انگیزی کرده است که امروز برای یک پزشک غیر ممکن است در بیمار خود عضو سالم پیدا کند

 

اریل وینسون

پند229

هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند سد پیشرفت ما شود .

اُرد بزرگ

پند228

کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت

 

فردوسی

پند227

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند .

امیل فاگو

پند226

هر یک از ما در جهانی شناوریم ، از این روی در آغاز هر دیدار، با سخنی کوتاه ازآنکه پیش رویمان است بپرسیم آیا می تواند دمی اندیشه اش را به ما بسپارد ؟

اُرد بزرگ

 

پند225

هنگام رهایی اهریمن ، هنگامه دربند شدن ماست .

اُرد بزرگ

پند224

از مردم دور باش و تنها زندگی کن ، نه به کسی ظلم کن و نه بگذار کسی به تو ظلم کند .

ابوالعلامعری

پند223

هر چه بلند پروازتر باشید تپش دلتان کمتر خواهد شد . فشار و دردهای روانیتان نیز همچنین .

اُرد بزرگ

پند222

 آنگاه که همه نیک سخن می گویند، پلید اندیشی عین خرد است

آلفرد مارشال

 

پند221

هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی .

ارد بزرگ

پند220

زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است .

آلدوس هاکلی

پند219

هنرمند ناب ، هر روز برای خودنمایی در برابر دیدگان توده نیست

اُرد بزرگ

پند218

خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد .

فردوسی خردمند

پند217

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد .

آلفونس دوده

پند216

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند .

گابریل گارسیا مارکز

آن که خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است .

 

بزرگمهر

پند215

حقیقت گفت مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم.

اعتصام الملک

پند214

آنکس که نتواند در حلقۀ شادی و نشاط دیگران به صورت یکی از افراد در آید ، یا مغرور است یا ریاکار و یا در قید تشریفات

 

لاواتر

پند 213

عد‌ه‌ای دائم غرغر می کنند که گل سرخ خار دارد، اما بايد شاد باشيم که خارها گل دارند

آلفونس کار

 

رابرت دووال

 

او فرزند یک افسر ارتش بود که بعدها دریاسالار شد .او دو سال قبل از فارغ‌التحصیل شدن در سال ۱۹۵۳ در ارتش خدمت می‌کرد .در سال ۱۹۵۵ مشغول تحصیل در رشتۀ بازیگری از یک مدرسۀ تئاتر در نیویورک شد که در آنجا با داستین هافمن هم‌اتاقی بود و این دو هم‌اتاقی دوستی داشتند به نام جین هاکمن .دووال چهار بار ازدواج کرد اولین ازدواج او با باربارا بنیامین در سال ۱۹۶۴ بود و آخرین ازدواجش با شارون بروفی بود که در سال ۱۹۹۶ از یکدیگر جداشدند و هم‌اکنون با لوسیانا پدرازا زندگی می‌کند

کشتن مرغ مقلد اولین فیلمی است که رابرت دووال در آن نقش‌آفرینی کرده‌است (در نقشرو رادلی) ولی او نام و آوازۀ خود را بیشتر مدیون حضور در فیلم پدر خوانده در نقش تام هاگن است که دو سال بعد نیز این نقش را در فیلم پدرخوانده: قسمت دوم نیز تکرار کرد .

از فیلمهای معروف او عبارت‌اند از:


او تاکنون ۴ فیلم را نیز کارگردانی کرده‌است که عبارت‌اند از :

پند212

مهم نيست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگي کرده ام. مهم اين است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاري داشته ام . 

جوجيا اوکيف

پند211

آن که به خداوند بیش از دیگران امید و بیم بسته بیش از همه در خور ستایش است.

(بزرگمهر)                                                                                                   

پند210

دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است......

                                                                                                           آلفونس کار 

پند209

انسان! خودت به یاری خود برخیز .....

                                                       بتهوون   

پند208

  • در مقابل مشکلات زندگی طوری گریه کن که چشمانت چیزی نفهمند
  • در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود. راه کاره دیگری جستجو کنید
  • آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمیدهند.............

پند207

 

هیچ چیز به مانند مسئولیت پذیری
قوه ی قضاوت و وجدان فردی را جلا نمی بخشد.

پند206

 

در گذشته
همواره در بیرون از خود به دنبال قدرت و اعتماد به نفس می گشتم اما
اعتماد به نفس همواره از درون خود ما می اید


خود باوری همواره در درون ما وجود دارد.
             فروید


 

پند205



اولین و مهمترین قانون زندگی:


(به هر چیز خودت به تنهایی رسیدگی کن)


                        ملبا

پند204

گاهی بی رنگی از هر رنگی زیبا تر و مفید تر است......

(شاتو بریان)

پند203

انسان آن چیزی خواهد شد که خود باور داد.............

                                                                         ساندرول

پند202


خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:


او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد.
او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد.
او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد

پند201


در زندگي ما عادات به شکل ابزار در امده اند
از همه مهمتر  دوست ندارند کنارشان بگذاريد!


            شارلوت پينتر

پند200


سردر گمي هديه اي است ناب و کم نظير.


      کلارک

پند199

 

منطق محض وجود خارجي ندارد.
اين ارزو که تماما منطقي باشيم به مانند ان است
که تماما از جنس شيشه و فولاد باشيم و
از ديگران نيز به گونه اي بهره گيريم که گويي انان نيز تنها از سنخ شيشه و فولاد هستند


                  مارج پيرسي

پند198


تصورات غلط داشته باش
اما ان را به ديگران تجويز نکن!


دوريس سينگ

پند197

تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است. ميستر اكهارت

پند197

تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است. ميستر اكهارت

پند197

تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است. ميستر اكهارت

پند196

زياد زيستن تقريبا آرزوي همه مي باشد ولي خوب زيستن آرمان يک عده معدود.

                                                                                                                         هیوز

پند195


اگر امروز حتي يک کلمه از ديروز بيشتر بدانيد مسلماً شخص ديگري هستيد . چاحيت

پند194

پوزش خواستن از پس اشتباه ، زيباست حتي اگر از يک کودک باشد.

ارد بزرگ

پند 193

هر افتادني همان برخاستن است. آن کس که به اين حقيقت ايمان دارد به  راستي خردمند است.(ولسوانی)

پند192


دیروزمان که "گم" شد
فردایمان که "پیدا" نیست...
امروز "پیدارا گم"نکنیم

پند191


به محض اینکه با تمام وجود باور کنی که به ارزویت میرسی


دنیا ارایش تازه ای به خودش میگیرد


تا ارزوی تو را به واقعیت تبدیل کند

پند190

وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی بر پایه لرزان واژه ها تکیه مکن

پند189


همیشه باید واقعیت را شناخت

و گاهی ان را گفت

پند189

وقتی تنهایید ان را خلوت خود بنامید نه غریبی و بی کسی

پند188


اگر فکر می کنی می توانی
حتما می توانی
اولین قدم در خواست کردن است

پند187

خشمگین شدن یعنی: به سبب گناه دیگران از خود انتقام گرفتن

پند186


دل آدما به اندازه ي حرف هاشون بزرگ نيست ......


امّا اگه حرفشون از دل باشه ، ميتونه بزرگترين آدم رو بسازه