پند173

اگر می خواهید در زندگی موفق باشید استقامت و پشتکار را همراه صمیمی خود سازید...

 ( جوزف ادیسون)

پند173

اگر زن نبود نوابغ جهان را که پرورش میداد؟

   ناپلئون بناپارت

پند172

ثروتمند واقعی کسی است که بخشش داشته باشد....

سوجین

پند171

یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن.....

  (ژرژ هربرت)

پند170

عشق شبنمی است که از آسمان به غنچه قلب انسان می نشیند

                                                هوسه

پند169

 

علت بدبختی ما اوقاتی است که صرف تفکر درباره خوشبختی میکنیم .

(برناد شاو)

پند168

هنر و مذهب در مرتبه اول

سپس فلسفه و

دست اخر هم علم.

این ترتیب چیزهای مهم زندگی است

         موریل اسپارک

پند167

انرژی چیزی جز افکاری که در سر ما جریان دارند نیست.

با افکارتان است که می توانید دنیایتان را بسازید و یا فرو ریزید.

                              سوزان تیلور

پند166

فقط یک نوع موفقیت وجود دارد.توانایی سپری کردن زندگی به شیوه مطلوب و دلخواه خود......

کریستوفر مارلی

پند165

اولین گام به سوی موفقیت در هر حرفه و شغل علاقمند شدن به آن است.....

سر ویلیام اوسلر

پند164

این شمایید که می بایست

فراتر از عصر و زمانه ی خویش باشید

زمان هرگز از شما جلو نمی زند

             لیونتین پرایس

پند163

زنده بودن ان است که با تمامی وجودت

حضور و موجودیت دنیا را درک و احساس کنی.

عشق ان است که موجودیت دیگری را با تمامی

وجود خویش احساس کنی.

                    سیمونه ویل

پند162

انان که نمی دانند چگونه با تمام قلب خود بگریند

هرگز نخواهد توانست که خوب بخندند

پند 161

اگر به خطا رفتی از برگشتن نترس

کنفوسیوس

پند160

به خود متکی باشید هرگز تقلید نکنید....

   (امرسون)

پند 159

آن چنان باش که از شنیدن خبر کارهای شرافتمندانه دیگران از خود خجالت نکشی!

(شکسپیر)

پند158

 

هیج چیز بیشتر از زبان شایسته ی رفتن به زندان نیست

حضرت محمد(ص)

پند157

 من مي خواهم بدانم (خدا ) چگونه اين جهان را خلق كرده است . علاقه اي به اين يا آن پديده ندارم . در( طيف) اين يا آن عنصر لطفي نمي بينم . من ميخواهم انديشه هاي ( او ) را بدانم باقي جزييات است . 

                                                     
        انیشتين

پند156

بدترین الفاظ این ها هستند:نمیتوانم نمیدانم و نمیشود .

پند155

هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکر کردن نیست .

پند154

تمايلات خود را ميان دو ديوار محكم اراده و عقل حبس كنيد

پند153

بهترين مترجم کسي است که سکوت ديگران را ترجمه کند

پند152

 قوانين شاد زيستن : ۱

- اگر شما چيزي را دوست داريد از آن لذت ببريد .

۲ - اگر شما چيزي را دوست نداريد از آن دوري جوئيد.

 ۳ - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از ان دوري کنيد آن را تغيير دهيد.

۴ - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از آن دوري کنيد و نمي توانيد آن را تغيير دهيد آن را بپذيريد.

۵ - با تغيير نگرشتان نسبت به چيزهايي که انها را دوست نمي داريد انها را بپذيريد .

پند151

 به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است.

پند 150

از افتادن دیگران دل خود را شاد مکن. زیرا نمی دانی زمانه برای تو چه پیش می آورد

          امام علی(ع)

پند149

سعادتمند کسی است که به مشکلات زندگی لبخند بزند...

  شکسپیر

پند 148

 اگر هنر نداری هنر نمایی نکن که سخت رسوا خواهی شد...

                                             گوته

پند۱۴۷

تنها صبر زیاد نتایج منوری به بار می آورد...

 ویندایر

پند ۱۴۶

هیچ چیز تمامیت و انسجام ذهن تان مقدس نیست..............

    امرسون

برتراند راسل

 

                                              

 

برتراند راسل مشهورترين فيلسوف انگليسي قرن 20 ميلادي است. وي در سال 1872 به دنيا آمد و در 1970 در گذشت. خانواده اش از شهروندان قديمي و بانفوذ انگلستان بودند. پدر بزرگش، جان راسل، از نخست وزيران پيشين دولت انگليس بود. پدرش، لرد آمبرلي، از اشراف زادگان انگليسي محسوب مي شد كه او و برادرش عنوان "لردي" را از او به ارث بردند.

راسل مدرسه نرفت، ولي معلم درخانه داشت و خيلي خوب و جدي درس خواند، تا آن كه براي خودش دانشمندي شد. در سال 1903، در سن 32 سالگي، كتاب اصول رياضيات را نوشت و از 1910 تا 1915 كتاب مسائل فلسفه را نوشت كه براي يادگيري فلسفه ساده و جذاب است. او نثري فوق العاده شيرين و روان داشت.

وقتي جنگ جهاني اول آغاز شد، كشورهاي غربي از جمله انگلستان، براي تامين منافع خود در جنگ شركت كردند. اما روح راسل با جنگ سازگاري نداشت و اصولا شخصي صلح دوست بود. اعتقاد داشت، منافع شخصي انگليسي ها ارزش كشته شدن هزاران جوان را ندارد و علت جنگ طلبي انگليسي ها را سرمايه داري مي دانست. آن گونه سرمايه داري كه همه ي ثروتش را از راه دزدي و زورگويي به دست آورده است. به همين دليل، شروع به ايراد سخنراني و نوشتن بر عليه دولت مردان انگليس كرد، تا اين كه توسط دولت، در كشوري كه خود را مهد تمدن و آزادي مي داند، از دانشگاه اخراج و شش ماه زنداني شد. پس از آزادي، باز به مبارزه ادامه داد و  به قول خودش، از اين كه مي ديد متمدن ترين قسمت عالم در چنگال توحش دست و پا مي زند، بسيار رنج مي برد.

راسل نمونه ي بارز يك انسان راه گم كرده و سرگردن غربي است. او با اين كه دانشمند و فيلسوف است، در انگلستان دچار بهت و تحير شده است. در دامنه سرمايه داري غرب پرورش يافته و از طبقات مرفه جامعه است، ولي از عملكرد آن ها نفرت دارد. از اين رو به تبليغ و طرفداري از سوسياليسم روسيه مي پردازد، ولي بعد مي بيند كه روش آنان نيز مثل سرمايه داري غرب ناموفق و شكست خورده است. متاسفانه مسيحيت هم براي او جذابيتي نداشت. مدتي به چين رفت و به زندگي مردم آسيا علاقه مند شد، اما سرگرداني رهايش نكرد. البته در يك موضوع شك نداشت، اين كه هيچ اعتقادي به سوسياليسم، سرمايه داري، نژاد سفيد و تمدن غرب در وجودش حس نمي كرد.

 آثار راسل

جبران خلیل جبران

 

جبران خلیل جبران شاعر ونقاش ونویسنده، مردی که نیمی انسان ونیمی شاعراست.مردی که نمی خواهد از طبیعت تقلید کند بلکه معتقد است که طبیعت خود آغوش گشوده وهمه به راحتی به آن دسترسی دارند .مردی که گاه همچون پیامبر مقدس وگاه همچون یک شاعرعاشق است.مردی که معتقد عشق مثل کیکی نیست که ما بخشی از آن را برای خودمان برداریم.عشق یکپارچه است. هرکس را که دوست داریم عزیز ترین کس ما در جهان است. مردی که معتقد است من وتو فرزندان یک ایمان هستیم:توبردار من هستی ومن تو را دوست دارم. هنگامی که در مسجد سجده کرده ودر یک کلیسا زانو می زنی ودر صومعه عبادت می کنی به تو عشق می ورزم. تو ومن فرزندان یک ایمان هستیم و از دل یک روح بیرون آمده ایم وجبران یک انسان شاعر است.همین و بس.

اما جبران خلیل جبران –که بعدها درآمریکا به نام کوتاه شده (خلیل جبران) معروف شد- درششم ژانویه 1883 در دهکده ی کوهستانی سرسبزی به نام بشری درشمال لبنان در یک خانواده مسیحی مارونی(منسوب به مارون قدیس) پای به ساحل خاک نهاد.

مارونی ها پیروان فرقه ای از مذهب کاتولیک هستند که در قرن پنجم میلادی، پس ازرخ دادن انشعاب در کلیسای بیزنطیوم(روم شرقی)، به دست راهبی به نام مارون قدیس پی ریزی شد ودر خاورمیانه گسترش یافت

مادر جبران دختر  یک کشیش مارونی بود که اسمش جمیله بود، زنی دوست داشتنی ومهربان بود وتاثیر عمیقی بر پسرش گذاشت. جمیله هنرمند واهل موسیقی با روایت داستان های بومی، افسانه های لبنان وداستان های انجیل تخیل خلیل را برمی انگیخت. جبران در یکی از آثارش در وصف مادرش چنین می نویسد :( زیباترین واژه جاری بر لبان بشر مادر است وزیباترین نوا، نوای مادرم است).ودرجای دیگر می نویسد:( او عجیب ترین موجودی بود که در زندگی با او آشنا شدم).اما پدر جبران که او هم جبران خلیل نام داشت، مرد مسولیت ناشناسی از کار درآمد ، مردی سرسخت، عصبی وباجذ به بود، مردی قماربازوالکلی که جبران نمی توانست دوستش داشته باشد، مردی که خانواده اش را بی سرپرست وفقیر رها کرد.

تحصیلات جبران خلیل هم در کودکی ناگزیر فقیرانه بود وکمابیش به خواندن ترجمه عربی کتاب مقدس و فراگرفتن مبادی مسیحیت به زبان سریانی نزد کشیش دهکده منحصر می شد. جبران تحصیلات جدی تر ولی نه چندان مفصل خود را بعدها در آمریکا – ونیز در سفر چهار ساله ای به لبنان – انجام داد.

هنگامی که والدینش اورا به ویرانه های بعلبک بردند وچهار روز در آنجا به سر بردند، یک روز صبح در ایوان ستون دار یک معبد باستانی خلیل مردی را می بیند که روی پایه یک ستون فرو ریخته نشسته است وبه سمت شرق خیره شده است.

خلیل می پرسد:(به جه نگاه می کنی؟) مرد پاسخ می دهد:(به زندگی می نگرم.)

خلیل می گوید:(فقط همین؟) مرد می گوید:(همین قدر کافی نیست؟) وخلیل از تمامی این خاطرات وتصاویر در نوشته ها وآثارش استفاده می کند. عشق وتمنای روحانی در زندگی خلیل تاثیر عمیقی می گذارد وعشق به خلوت، زندگی روحانی، عاطفی وهنری اورا تحت تاثیر قرار می دهد:(من شاعرانی را می شناسم که در قید حیات اند وهرگز از اعماق وجودشان مطلبی بر روی کاغذ نیاورده اند. آنها از تنها بودن بودن هراسانند واین احساس تنها بودن است که آنها را می آزارد، آنها از رویارویی با این رنج گریزانند...) من عاشق تنهایی هستم .

خواه میان مردم بوده ویا خارج از جمع آنها باشم. این تنهایی ودور بودن است که من عاشقانه دوستشان دارم.

جبران پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی در بیروت در سن دوازده سالگی همراه مادر ودیگر افراد خانواده رهسپار آمریکا شد، ودر بوستن در منزل کوچکی اقامت گزید ند. رفتن خانواده جبران به آمریکا جزئی بود از یک موج مهاجرت تاریخی که در سال های پایان قرن نوزدهم بر اثر رکود اقتصادی وبی کاری بسیار وسیع ناشی از باز شدن کانال سوئز در خاور میانه پیش آمد؛ زیرا همه کسانی که کسب وکارشان به نحوی با رفت و آمد (کاروان های بازرگانی که از کانال عبور می کردند) بستگی داشت ناگهان بی کار شدند وبسیاری از آن ها در جست وجوی کار ناگزیر جلای وطن کردند. مادر جبران هم با خانواده بی سرپرستش به خیل مهاجران آمریکا پیوست ودر تابستان سال 1895 به نیویورک رسید. این مادر با دست فروشی ودوره گردی، وسپس با دکان داری، نان خانواده اش را درمی آورد. ازخانواده او جبران تنها بچه ای بود که توانست به مدرسه بود وسواد بیاموزد. دوخواهر اوبی سواد واسیر سنت های جامعه ی عربی باقی ماندند. این بی گمان یکی از موجباتی بود که بعدها جبران را به جبهه ی دفاع از آزادی زنان، چه در لبنان وچه درآمریکا کشاند.

درسال 1898 جبران، با آن که هنوز تحصیلات انگلیسی اش به جایی نرسیده بود، برای آموختن زبان وادبیات عربی وفرانسوی به لبنان برگشت وتا 1902 درآنجا ماند. دراین سال ها استعدادهای او درزمینه ی نویسندگی وطراحی رفته رفته آشکار شد وشخصیت خاص او شکل گرقت.حداد استاد جبران درمورد او می گوید: (  از اولین مقاله خلیل دریافتم که جبران کیست. به اوگفتم که تو به شاعری نابغه ونویسنده خیال ها مبدل خواهی شد.)

زندگی جبران خلیل جبران بعد ازمهاجرت به آمریکا متحول می شود. هرچند این مهاجرت برای مادر وخواهرهای او بدیمن است، برای خلیل سرشار ازشانس وموفقیت است. زیرا زمانی که جبران در بهار1902 برای پیوستن به خانواده اش به آمریکا بر می گردد .یک ماه قبل از رسیدن او خواهر چهارده ساله اش سلطانه

که جبران به او بسیار دل بسته بود، ازبیماری سل درگذشت. این مرگ، ومرگ های دیگری که از آن پس به فاصله های کوتاه در خانواده جبران پیش آمد، آن حالت شیدایی وپریشانی خاص اورا تشدید کرد. از طرف دیگر، استعداد های ادبی وطراحی جبران، که درنظر روشن فکران وهنرمندان شهر بستون تازه وغریب می نمود، این شاعر جوان وشوریده رنگ را انگشت نما کرده بود،ودراین میان زن شاعر ونویسنده ای به نام ژوزفین پی بادی، که چند سالی هم از جبران بزرگ تر بود، سخت دل بسته اوشد.ویا ماری الیزابت هاسکل که رابطه او باجبران در رشد جبران اهمیت چشمگیری داشت .ماری حتی دفتر خاطرات روزانه ای درست کرد که جزئیات دیدارها وگفت وگوهای خودرا با جبران در آن می نوشت. این خاطره نویسس هفده سال، یعنی تا مرگ جبران در1931، ادامه یافت. بعدها دفتر خاطرات روزانه ماری به عنوان بزرگترین منبع اطاع نویسندگان زندگی نامه های جبران خلیل جبران شناخته شد.

جبران علاوه بر نویسندگی وشاعری در طراحی ونقاشی نیز مهارت خاصی داشت، ولی او در این هنرهم، مانند آن دو هنر دیگرش، خودآموخته وتعلیم ندیده بود.

در سال 1931 در سن 48 سالگی ندای آسمانی جبران را به بازگشت فراخواند. سفینه ای ازعالم غیب در رسید وجان شیفته ی او در ساحل فراق برگرفت وروانه ی دریای کرد وجسم شریفش را نیزکه تنگ چشمان دور از مسیح شایسته ی دفن در جوار کلیسا نمی دیدند بنا بر وصیت جبران سفینه ی دیگری به کشورش باز آورد ودراین میان مردم جسد اورا پس از تشییع جناره ی دو روزه ای او را در دهکده ی زادگاهش به خاک زادگاه محبوبش سپردند.

اما آثار جبران: نه کتاب، پیامبر، دیوانه،جاودانه ها،‌ عاشقانه ها، عارفانه ها، بال های شکسته، لازاروس وباغ پیامبر، روان های سرکش، تنديس پيامبر و ....

پند ۱۴۵

موفقیت شکست را در سرنوشت بسیاری از انسان ها رقم  زده است......

                                                   ( سیندی ادامز)

پند ۱۴۴

بیشترین بهره را از خود ببرید چرا که تمام آن چه لازم است در وجود خود شماست...

(  امرسون)

پند ۱۴۳

یک لحظه موفقیت جبران شکست سال هاست.

                                  (رابرت برانینیگ)

پند ۱۴۲

شناخت انسان بدون شناخت کلمات میسر نیست....

                                کنفوسیوس

پند ۱۴۱

ماموریت ما در زندگی مشکل زیستن  نیست بلکه با انگیزه زیستن است

                  آندره میتوس

پند ۱۴۰  

پیروزی هزاران عامل بوجود آورنده دارد اما شکست تنها و یتیم است.....

            (جان اف کندی)

پند ۱۳۹

موفقیت میزان جهش شخص در هنگام برخورد به موانع است ........

                                                     (جورج اسمیت پاتون)

پند۱۳۸

موفقیت تا میزان زیادی متصل ماندن به هدف است در لحظه ای که سایر افراد آن را رها کرده اند

                                                                        (ویلیام فیدر)

گوته

گوته کیست؟

ولفگانگ گوته شاعر و نویسنده مشهور آلمانی

یوهان ولفگانگ فون گوته (Johann Wolfgang von Goethe)، شاعر، نویسنده، فیلسوف، دانشمند و سیاستمدارآلمانی در 28 آوگوست 1749 در شهر فرانکفورت (Frankfurt am Main) آلمان به دنیا آمد. او که از خود آثارهایی بی شمار نظیر شعر، رمان، مقاله های ادبی، نمایشنامه، تحقیق و نظریه های علمی و نقدهای اجتماعی-سیاسی به جای گذاشته است، امروزه نامش به عنوان اسطوره ای ادبی برای کشور آلمان یر سر زبان ها می آید. گوته را همچنین به عنوان بهترین نویسنده و رومان نویس قرون 18 و 19 میلادی محسوب می شناسند. آثاری نظیر مشت (Faust) و تیوری رنگ های (Theory of Colours) او، امروزه در اکثر ادبیات ملتهای گوناگون شناخته شده اند.

پدر گوته، یوهان کاسپر گوته، یکی از مشاورین و وزرای سلطنتی بود. او را یکی از موثرترین اشخاص در زندگی گوته می داند. در واقع او بود که فرزند خود، یوهان ولفگانگ را تشویق کرد تا از سن کم تحصیل را شروع کند و زود تر از موعد به مدرسه برود.

زندگی گوته
گوته جوان پس از پایان تحصیلات مدرسه ای به دانشگاه های لاپزیش (Leipzig) - بین سالهای 1765 و 1776 - و اشتراسبورگ (Strassburg) - بین سالهای 1768 و 1770 - رفت تا در آنجا به درس خواندن به پردازد. در سال 1772، گوته به داشنگاه وتزلار (Wetzlar) رفت تا دوره آموزشی رشته حقوق خود را در آنجا پایان دهد.

در سال 1775، او دعوتنامه ای از کارل آوگوست (Carl August) که والی شهر وایمار (Weimar) بود، دریافت کرد. پس از دریافت این دعوتنامه او به وایمار رفت و در آنجا شروع به زندگی کرد. در آنجا او مشاور و وزیر کارل آوگوست شد، که بدین صورت زندگی سیاسی او که کارنامه موفقی نیز داشت، رقم خورد.

در سال 1786 او به ایتالیا سفر کرد. او در رابطه با این سفر، فقط منشی خود را در جریان گذاشته بود. در رم وی با هنرمند و نقاش آلمانی، هاینریش تیشباین (Heinrich Tischbein) آشنا شد. چندی بعد گوته همراه تیشباین به ناپل سفر کردند. سفر گوته به ایتالیا دو سال به طول انجامید.

در سال 1795، ولفگانگ با شاعر معروف آلمانی فریدریش شیلر (Friedrich Schiller) آشنا شد. دوستی او تا وفات شیلر (1805) به طول انجامید.

در سال 1806 او با کریستیانه ولپیوس (Christiane Vulpius) ازدواج کرد. او پس از سال 1774، زندگی خود را وقف ادبیات و دانش کرد. در 22 مارچ 1832 او در شهر وایمار در گذشت.

آثار گوته
گوته بزرگترین آثارخود را قبل از اینکه به شهر وایمار برود شروع به نوشتن کرد. داستان تراژدی (Götz von Berlichingen) که اولین اثری بود که او را مشهور کرد، در سال 1773 نوشته شد. رمان “سوگ قوچ جوان” (Die Leiden des jungen Werther) در سال 1774 نوشته و منتشر شد.

در وایمار و قبل از اینکه او با شیلر آشنا شود، وی آثاری چون اشعار “Hermann and Dorothea” و رمان “Roman Elegies” را نوشت. “Elective Affinities” و “Faust” نیز از سری کارهای او در سال 1805 - اواخر عمر شیلر - بودند.

از اشعار وی نیز می توان به “Prometheus” در سال 1773، “Der Erlkönig” در سال 1780 و “Hermann und Dorothea” در سال 1790 اشاره کرد.

او همچنین گفته و بیاناتی دارد که در زیر چندی از آنها را می خوانید:

“تو باید یا نوکر باشی یا ارباب، یا چکش یا سندان”
“انسانها تا زمانی که سعی می کنند خطا هم می کنند”
“همه چیز ساده تر از آن چیزی است که تو فکر می کند، ور در عین حال پیچیده تر از آنی که تو تصور می کنی”
“دو چیز است که بچه ها می بایست از والدینشان به ارث برند: ریشه و بالا”

از دیگر آثار او می توان به موارد زیر اشاره کرد:

رمان ها
- Die Leiden des jungen Werther
- Wilhelm Meisters Lehrjahre
- Die Wahlverwandschaften
- Wilhelm Meisters Wanderjahre

نمایش های درام
- Götz von Berlichingen
- Iphigenie auf Tauris
- Egmont
- Torquato Tasso
- Faust Part 1
- Faust Part 2

اشعار
- Prometheus
- Der Erlkönig
- Römische Elegien
- Reineke Fuchs
- Der Zauberlehrling
- Hermann und Dorothea

مقاله و رساله ها
- Versuch die Metamorphose der Pflanzen zu erklären
- Zur Farbenlehre
- Aus meinem Leben
- Italienische Reise

پند ۱۳۷

ما از زمان کافی برخورداریم اگر به درستی از آن استفاده کنیم

                                        گوته

 

پند ۱۳۶

هیچ آموزشی چون ناملایمات موثر نیست

                                                                    (بنجامین دیزرائیلی)

 

 

پند ۱۳۵

برای این که بیبینم چشمانم را می بندم...

                                                                 پل کوکن

 

 

پند ۱۳۴

زندگی هدیه خداوند به شماست و شیوه ی زندگی شما. هدیه شما به خداوند......

                                                                  لئوبوسکالیا

پند۱۳۳

فراموش نکنید انسان هدف دارد و بزرگی او به هدفی است که در سر دارد...

                                                  سی.ای.فلین

پند132

آن که راستی نپوید، گرفتار آمیزش با اهریمن است، فرزند این آمیزش ، آشوب است و شورش.
آرد بزرگ

پند131

آن که دیگران را ابزار پرش خویش قرار می دهد، تنها خواهد ماند.
آرد بزرگ

پند ۱۳۰

بشر را خدا کامل آفرید است .اگر نقصی هست در بینش خود ماست

                          آندره ژید

پند ۱۲۹

زینت منزل دوستانی هستند که به آن جا رفت و آمد دارند

                                             امرسون

پند ۱۲۸

اگر فردی در حق دیگران شفقت کند خدا نیز در حق وی شفقت خواهد کرد .......

                                                                                                                                  تالمود

پند ۱۲۷

زندگی تعادلی میان بخشیدن و گرفتن محبت است.

                                                                                             ( وین دایر )

پند126

اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی .
ارد بزرگ

پند125

اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر

پند124

حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند.
جبران خلیل جبران

پند123

آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است .
موريس مترلينگ

پند122

هيچ يك از تمايلات نفس انساني خطرناكتر از تمايل به تنبلي نيست .
اسمایلز

پند121

انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ي شلوارش بيشتر مي شود .
اديسون

پند120

حافظه پروندۀ تخیل و گنجینۀ عقل دفتر ثبت وجدان و مخزن اندیشه است .
بازیل

پند119

یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است .
ارد بزرگ

چند118

مال ومکنتی ندارم ، تنها سرمایه من روح شاد من است .
هلن کلر

پند117

مرد بزرک به دنبال حق و نادان در جستجوی منفعت

کنفوسیوس

پند116

هر آموزشگاهیرا که باز کنید در زندانی را بسته اید

ویکتور هوگو

پند ۱۱۵

ماهیت خود را بشناس تا آن را به فعل در آوری.......

                                                                                          کارل  گوستاویونگ        

پند114

اگر مسیح مرده را زنده می کرد معلم ملتی را احیا می کند

ارپید

پند113

من آینده را دوست دارم زیرا بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم
                                                            
                                                     کترینگ

پند112

درختی به بلندی ستاره ها، با یک دانه کوچک آغاز می شود و یک سفر هزار مایلی با یک قدم کوچک

        لائو  

پند111

تفکر انسان مانند یک چتر نجات می باشد یعنی تنها زمانی می تواند کار کند که باز باشد

پند110

ابتدا تو را نادیده می گیرند، سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست
                              گاندی

پند109

تو به دنیا آمده ای ..................... پس  لایق زندگی هستی.
                                

پند108

با تاخیر تصمیم بگیر، ...با تدبیر اقدام کن،...وقتی احساساتی عمل میکنی. عقل دست از سرت بر میداره.
                                     علی

پند107

عشق را نثار کسی کن که لیاقت آن را داشته باشد نه تشنه عشق چون هر تشنه ای روزی سیراب میشود.

پند106

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و انچه میشوی هدیه تو به خداوند است.
پس بی نظیر باش.

پند105

زمانی که فر میکنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری، یکی یه گوشه ی دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری میکنه.


                                          شکسپیر




پند104

نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگي ام را يکي از اجدادم! ديگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد.

شريعتي

پند103

زندگی شما از آن شماست گذشته هایتان جزو رازهای نهان شماست

پیتر گابریل

پند102

آن چه براي انسان در جهان مهم است انجام وظيفه است

ژان ژاك روسو