نوستر اداموس (3)
توضیحاتی در مورد پیشگویی های نوستر اداموس

بطور خلاصه می توان گفت که اجداد نوستر اداموس مشوق او در مطالعهعلوم غربیه بودند او ابتدا اثار سقراط را مطالعه می کرد که پدر عرفان غرب به شمار می اید
نوستر اداموس به عقاید هراکلیوس بیز علاقه داشت که می گفت هم در اسمانها و هم در زمین همه چیز الهی است نوستر اداموس سپس لز طریق زبان عبری به مطالعه علم کابالا دست زد این علم خواستار اتحاد دوباره انسان با خدا بعد از هبوط ادم و حوا از طریقه مطالعه درخت حیاط بود
در سیسل نوستر اداموس با عرفای صوفی اشنا شد او اثر غزالی بنام اکسیر برکت را مطالعه کرد احتمالا نوستر اداموس گیاهانی را که روی ذهن اثز مثبتی داشتند و سطوح اگاهی را افزایش می دادند مانند جوز ازمایش کرده است می گویند نوستر اداموس کتاب (در باره ماهیت و قدرت شفا بخشی هستی) که نوشته آلبرتو ماگنوس (1200-1280) بود مطالعه کرده است
عقیده نوستر اداموس را به خدا می توان در گفته فیلسوف محبوب او مایستر اکهارت مشاهده نمود که می گفت ( چشمی که با ان من خدا را می بینم من را میبیند چشم من و چشم خدا یکی هستند یک دیدن هستند یک تشخیص و یک عشق)
در مقدمه ای که نوستر اداموس در 1555برای اولین کتابش مینویسد می گوید اگر چه برای مدتها مدید من در حال پیش بینی کردن حوادثی بودم که رخ میدادند و محل دقیق انهارا مشخص کرده ام اما می خواهم اعلام کنم که همه این پیش بینی ها از طریق قدرت و الهام الهی انجام شده است دوست داشتم جلوی زبان خود را بگیرم زیرا اگر فرقه هایی که امروز وجوددارند از فرقه های اینده اگاه شوند عقایدی که برای ایندگان حقیقت تلقی خواهد شد را محکوم می کردند اما به خاطر اینکه میبینم مردمی عوام وعادی در اینده وجوددارند لذا تصمیم گرفتم دیگر زبان و قلم را نگه ندارم ولی اما انهارا به زبان مبهم و مخصوص پیشگویی بیان نمایم
نوستر اداموس راجع به انواع مختلف علوم غربله آگاهی هایی داشت او کتابهایی مانند مفاتیح سلیمان و کابال را از طریق موروثی در اختیار داشت اما خود می گوید که انهارا سوزانده است تا دادگاه تفتیش عقاید را بر علیه خود نشوراند
او می گوید از ترس استفادههایی که ممکن بود از انها بشود من انهارا به دست اتش سپردم اتشی عظیمو بس درخشان بر افروخته شد درخشان تر از شعله های عادی و ناگهان خانه را مانند یک رعد اسمانی روشن کرد
نوستر اداموس می گوید که تصورات مربوظ به اینده از میان شعله یا اب به ذهن او راه می یافت او بر روی یک سخ پایه برنجی مینشست ناراحتی حاصل از نشستن روی سه پایه برنجی با باعث میشد که او به خواب نرود پایه های سه پایه با همان زاویه های اهرام مصر در کنار هم قرار گرفته بودند تا یک نیروی بیو الکتریک را که باعث قدرت یافتن نیروهای روحی میشود را بوجود اورند یک سه پایه دیگر در روبروی او قرار داشت با یک لگن یا یک ظرف برنچی که تا لب از اب جوش پر شده بود و بدان روغنی هایی که شامهرا تحریک میکردند افزوده شده بود او بخورات حاصله را تنفس میکرد و ذکر هایی را می خواند(من روح مغز قلبم را از همه نگرانی هاخالی می کردم و به یک ارامشو سکون فکری میرسیدم که لازمه پیش گویی از طرسقه سه پایه برنجی بود)
اولین مراحل خلسه اغاز می شود:
( شعله های عرفانی نزدیک می شود مانند شعله هایی از نور خورشید که بر روی همه اجساد و بدنها تاثیر می گذارد)
در لحظه ای مناسب نوستر اداموس ترکه ای از درخت را در ظرف برنجی می گردادن او پاها و کناره لباسش را خیس میکرد حمله ای ناگهانی از یک اینرزی فوق طبیعی اورا به سوی بعدی دیگر پرتاب میکرد درک انسانی که از طریق ذهن بوجود می اید نمی تواند علائم پنهان را ببیند مگر انکه صدایی از برزخ اورا یاری نماید که از درون شعله ها به گوش میرسد
او می گوید انچه از میان اب یا اتش دیده میشود مانند یک اینه شعله ور به نظر می اید
( از درون ان تصویری ابدی از حوادث بزرگ حیرت انگیز و غمگین و ماجراهای فاجعه بار که در اینده رخ می دهد بیرون می اید.....)
این عمل از طریق اتحاد با انچه کهخ او وجود الهی می خواند امکان پذیر می گردد بعضی اوقات نیز ممکن است شخص مدیوم یا پیشگو با یک روح راهنما تماس بگیرد
ظاهرا مراسمی که قبل از پیشگویی صورت می گرفته باعث می شده که نوستر اداموس بر ترسهای خود غلبه نماید و او در وقابل جذبه ای الهی و ماوراء طبیعی تسلیم میشده است او می گوید:
تگر چه خدای ازلی و ابدی تنها اوست که نوری را که از خود متشعشع میشود می شناسد اما من به همه کسانی که اورا می خواهند و وجودش را به انها اشکار میسازد اعلام می کنم که این نور اللهی چیزهایی هستند که از دو طریق به شخص پیشگو اشکار می شود یکی از طریق الهامی که نور فوق طبیعی را در کسی که پیشگویی می کند واضح مینماید و دیگری از طریق یکی شدن با موجودیت الهی
که از طریق ان شخص پیشگو می تواند در مورد انچه به او اعطا شده از روح الهی خودش از طرسق خالق یکتا و از طریق شهود طبیعی خودش قضاوت نماید)