1059

انسان موجود عجیبی است.آگر به او بگویند در آسمان خدا یک صد میلیاردو نه صدو پنجاه ستاره دارد سریعا قبول میکند اما اگر در پارکی ببیند روی نیمکتی نوشته اند رنگی نشوید بی درنگ انگشت خود را روی نیمکت میکشد تا مطمئن گردد.

 

نیچه

590

 آن که مى خواهد روزى پریدن آموزد، نخست می باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمى کنند. نیچه

589

ابرانسان است كه مي آفريند . فردریش نیچه

588

انسان باید بهتر و شریرتر شود : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرانسان نیاز است . فردریش نیچه

587

برخلاف ‹‹انديشه هاي مدرن›› درباره ي زن و مرد، آموزش واقعي در مورد رابطه ي جنس ها را بايد در فرهنگ هاي شرقي يافت . فردریش نیچه

586

بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فردریش نیچه

585

بوزینه در برابر انسان چیست ؟ چیزی خنده آور یا چیزی مایهء شرم دردناک. روزگاری کفران خدا بزرگترین کفران بود. اما خدا مرد و در پی آن این کفرگویان نیز بمردند. براستی انسان رودی است آلوده. دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفت. آن ساعت که می گویید : چه سود از دادگری ام که خویش را همچون شعله و ذغال نمی بینم . حال آنکه دادگر همچون شعله است و ذغال. چه سود از رحم ام ؟ مگر رحم همان صلیبی نیست که بر آن آن دوستار بشر را میخکوب کرده اند؟ اما رحم من کجا و به صلیب کشیده شدن کجا ... . فردریش نیچه

584

برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند . فردریش نیچه

583

بدترين خوانندگان کتاب آنانی اند كه چون «سربازان غارتگر» عمل مي كنند، يعني از هر جا كه دستشان برسد تكه يي بر مي دارند . فردریش نیچه

582

برادران آیا من سنگدل ام ؟ باری من می گویم : هرچه را که افتادنی ست می باید بیشتر زور داد!
هر چه امروزین است می افتد و بر می افتد ! چه کس می خواهد آن را نگاه دارد ؟ باری من - می خواهم آن را بیشتر زور دهم ! می شناسید شهوتی را که سنگ را به ژرفناهای تند شیب فرو می غلتاند ؟ بنگرید این انسان های امروزین را که چه گونه به ژرفناهای من فرو می غلتاند ؟ برادران من پیش درامد بازیگرانی بهترام یک سر مشق از سرمشق من پیروی کنید !  و به آن کس که پرواز نمی آموزید تندتر افتادن آموزید! . فردریش نیچه

581

باری ؛ بدترین چیز خرداندیشی ست. به راستی ؛ شرارت به که خرداندیشی! . فردریش نیچه

580

اراده زندگي برتر و نيرومند تر در مفهوم ناچيز نبرد براي زندگي نيست، بلكه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! . فردریش نیچه

579

بايد در محدوده ي امكانات زميني بيافرينيم، و در آفرينش به زمين وفادار بمانيم . فردریش نیچه

578

باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد . فردریش نیچه

577

 آیا بهتر نیست که انسان که گرفتار یک قاتل و جانى شود تا در رویاهاى یک زن شهوت پرست فرو رود. نیچه

576

آن که هستى، باش. نیچه

575

شیطان روزی با من چنین گفت : خدا را نیز دوزخی هست : دوزخ او عشق به انسان است. و چندی پیش شنیدم که گفت : خدا مرده است . رحم خدا به انسان او را کشت. نیچه

574

از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد. فردریش نیچه

573

اگر به عمق اعتقادات نفوذ كنيم، درخواهيم يافت كه تمام ارزش ها بي پايه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستي هر چيز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقيقي وجود ندارد. والاترين ارزش‌ها خودشان را نابود مي‌كنند و هدفي در كار نيست، چرا كه هيچ وقت پاسخي نمي یابند. فردریش نیچه

572

از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند. فردریش نیچه

571

آرامترین کلماتند که طوفانی را با خود به همراه می آورند. افکاری که با پای کبوتران پیش می آیند جهان را مسخر می سازند. نیچه

570

جرم اين است که ندانيم زندگی خيلی ساده تر از اينهاست که ما فکر مي کنيم. فردریش نیچه

569

پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم. فردریش نیچه

568

بشر امروز در پرستش بتان می زید بتان عرصهء اخلاق بتان گستره سیاست بتان عرصه فلسفه. خدایانی کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستیده اند. از این روی از راه راست بیراه گشته و همراه بر این باور پا می فشرده و از آن چنان جانبداری کرده تا اینکه به فرجامش رسیده موقفی که از همان آغاز به نیستی و فنا چشم داشت. نیچه

567

شیطان روزی با من چنین گفت: خدا را نیز دوزخی هست: دوزخ او عشق به انسان است. و چندی پیش شنیدم که گفت: خدا مرده است. رحم خدا به انسان او را کشت. نیچه

566

اگر شما دشمن دارید، بدی او را با خوبی پاداش ندهید، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد. ولی به او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است. نیچه

557

مردم دنیا دو دسته اند یکی زیر دستان و دیگر بزرگان اصالت، و شرف متعلق به بزرگان است و آنها غایت وجودند و زیر دستان وسیله اجرای هدفهای ایشان هستند ترقی دنیا و بسط زندگی انسان بوسیله بزرگان و سرداران صورت می پذیرد که معدودند. نیچه

540

فرزانه ترینان همه برای آسایش خاطر من چنین گفته اند. دریغا , کاش امروز نیز چنین می بود ! زیرا شر بهترین نیروی انسان است. نیچه

537

هزار تلاش انسان به اندازه یک تقدیر کارساز نیست. نیچه

534

در دنیا زندگیهای پر تلخی و مرارتی هم هستند که مرگ برای صاحبانشان سعادت است. نیچه