550
احساس وظيفه در كار نيكو و در روابط آزار دهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت. برتراند راسل
احساس وظيفه در كار نيكو و در روابط آزار دهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت. برتراند راسل
برتراند راسل
![]()
برتراند راسل مشهورترين فيلسوف انگليسي قرن 20 ميلادي است. وي در سال 1872 به دنيا آمد و در 1970 در گذشت. خانواده اش از شهروندان قديمي و بانفوذ انگلستان بودند. پدر بزرگش، جان راسل، از نخست وزيران پيشين دولت انگليس بود. پدرش، لرد آمبرلي، از اشراف زادگان انگليسي محسوب مي شد كه او و برادرش عنوان "لردي" را از او به ارث بردند.
راسل مدرسه نرفت، ولي معلم درخانه داشت و خيلي خوب و جدي درس خواند، تا آن كه براي خودش دانشمندي شد. در سال 1903، در سن 32 سالگي، كتاب اصول رياضيات را نوشت و از 1910 تا 1915 كتاب مسائل فلسفه را نوشت كه براي يادگيري فلسفه ساده و جذاب است. او نثري فوق العاده شيرين و روان داشت.
وقتي جنگ جهاني اول آغاز شد، كشورهاي غربي از جمله انگلستان، براي تامين منافع خود در جنگ شركت كردند. اما روح راسل با جنگ سازگاري نداشت و اصولا شخصي صلح دوست بود. اعتقاد داشت، منافع شخصي انگليسي ها ارزش كشته شدن هزاران جوان را ندارد و علت جنگ طلبي انگليسي ها را سرمايه داري مي دانست. آن گونه سرمايه داري كه همه ي ثروتش را از راه دزدي و زورگويي به دست آورده است. به همين دليل، شروع به ايراد سخنراني و نوشتن بر عليه دولت مردان انگليس كرد، تا اين كه توسط دولت، در كشوري كه خود را مهد تمدن و آزادي مي داند، از دانشگاه اخراج و شش ماه زنداني شد. پس از آزادي، باز به مبارزه ادامه داد و به قول خودش، از اين كه مي ديد متمدن ترين قسمت عالم در چنگال توحش دست و پا مي زند، بسيار رنج مي برد.
راسل نمونه ي بارز يك انسان راه گم كرده و سرگردن غربي است. او با اين كه دانشمند و فيلسوف است، در انگلستان دچار بهت و تحير شده است. در دامنه سرمايه داري غرب پرورش يافته و از طبقات مرفه جامعه است، ولي از عملكرد آن ها نفرت دارد. از اين رو به تبليغ و طرفداري از سوسياليسم روسيه مي پردازد، ولي بعد مي بيند كه روش آنان نيز مثل سرمايه داري غرب ناموفق و شكست خورده است. متاسفانه مسيحيت هم براي او جذابيتي نداشت. مدتي به چين رفت و به زندگي مردم آسيا علاقه مند شد، اما سرگرداني رهايش نكرد. البته در يك موضوع شك نداشت، اين كه هيچ اعتقادي به سوسياليسم، سرمايه داري، نژاد سفيد و تمدن غرب در وجودش حس نمي كرد.