550

احساس وظيفه در كار نيكو و در روابط آزار دهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت. برتراند راسل

پند 316

مشکل دنیا این است که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند در حالیکه دانایان سرشار از شک و تردیدند!

برتراند راسل

برتراند راسل

 

                                              

 

برتراند راسل مشهورترين فيلسوف انگليسي قرن 20 ميلادي است. وي در سال 1872 به دنيا آمد و در 1970 در گذشت. خانواده اش از شهروندان قديمي و بانفوذ انگلستان بودند. پدر بزرگش، جان راسل، از نخست وزيران پيشين دولت انگليس بود. پدرش، لرد آمبرلي، از اشراف زادگان انگليسي محسوب مي شد كه او و برادرش عنوان "لردي" را از او به ارث بردند.

راسل مدرسه نرفت، ولي معلم درخانه داشت و خيلي خوب و جدي درس خواند، تا آن كه براي خودش دانشمندي شد. در سال 1903، در سن 32 سالگي، كتاب اصول رياضيات را نوشت و از 1910 تا 1915 كتاب مسائل فلسفه را نوشت كه براي يادگيري فلسفه ساده و جذاب است. او نثري فوق العاده شيرين و روان داشت.

وقتي جنگ جهاني اول آغاز شد، كشورهاي غربي از جمله انگلستان، براي تامين منافع خود در جنگ شركت كردند. اما روح راسل با جنگ سازگاري نداشت و اصولا شخصي صلح دوست بود. اعتقاد داشت، منافع شخصي انگليسي ها ارزش كشته شدن هزاران جوان را ندارد و علت جنگ طلبي انگليسي ها را سرمايه داري مي دانست. آن گونه سرمايه داري كه همه ي ثروتش را از راه دزدي و زورگويي به دست آورده است. به همين دليل، شروع به ايراد سخنراني و نوشتن بر عليه دولت مردان انگليس كرد، تا اين كه توسط دولت، در كشوري كه خود را مهد تمدن و آزادي مي داند، از دانشگاه اخراج و شش ماه زنداني شد. پس از آزادي، باز به مبارزه ادامه داد و  به قول خودش، از اين كه مي ديد متمدن ترين قسمت عالم در چنگال توحش دست و پا مي زند، بسيار رنج مي برد.

راسل نمونه ي بارز يك انسان راه گم كرده و سرگردن غربي است. او با اين كه دانشمند و فيلسوف است، در انگلستان دچار بهت و تحير شده است. در دامنه سرمايه داري غرب پرورش يافته و از طبقات مرفه جامعه است، ولي از عملكرد آن ها نفرت دارد. از اين رو به تبليغ و طرفداري از سوسياليسم روسيه مي پردازد، ولي بعد مي بيند كه روش آنان نيز مثل سرمايه داري غرب ناموفق و شكست خورده است. متاسفانه مسيحيت هم براي او جذابيتي نداشت. مدتي به چين رفت و به زندگي مردم آسيا علاقه مند شد، اما سرگرداني رهايش نكرد. البته در يك موضوع شك نداشت، اين كه هيچ اعتقادي به سوسياليسم، سرمايه داري، نژاد سفيد و تمدن غرب در وجودش حس نمي كرد.

 آثار راسل

پند41

برتراند راسل

ترس از عشق، ترس از زندگي است، آنان كه از عشق مي گريزند، مردگاني بيش نيستند.