761

اگر امیدواری که رنجت بار نیکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپیچ . بزرگمهر

760

اگر باخردی ، هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و درونش پاکیزه و نیک باشد . بزرگمهر

759

توانگر راستین کسی است که آز در دلش راه نیافته است . بزرگمهر

758

بهترین خو سازش و آشتی خواهی است . بزرگمهر

757

بد خو چنان به رنج اندر است که از زندگانی و تندرستی و خواسته لذت نمی برد . بزرگمهر

756

بیهوده گویان پند آموزند ، زیرا هشیاران عیب ایشان را به دیده می نگرند و از بیهوده گویی می پرهیزند . بزرگمهر

755

ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد . بزرگمهر

754

آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد. بزرگمهر

753

ارزش هر کس به قدر خرد اوست. بزرگمهر

752

آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است، بیش از همه در خور ستایش است. بزرگمهر

751

 آن که در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد. بزرگمهر

750

آن که خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است. بزرگمهر

749

آن که در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید. بزرگمهر

748

آسوده حال کسی است که بردبار است. بزرگمهر

747

آدمی باید از گناه بپرهیزد، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد. بزرگمهر

698

هر كه نيك نهاد و پاك منش و كوشا باشد، به آنچه سزاوار است مي رسد. بزرگمهر

690

کسی لیاقت سرفرازی و سروری را دارد که فروتن، بخشنده باشد، بکوشد، بجوید، با همراهان همدل در طلب دانش و تجربه سفر کند، و همیشه با همه کس به مدارا و آهستگی رفتار نماید. بزرگمهر

680

درگاه فرمانروا بسان دریاست، جوینده ای از دریا ریگ به کف می آورد و دیگری دُر شاهوار. بزرگمهر

666

 بیهوده گویان پند آموزند، زیرا هشیاران عیب ایشان را به دیده می نگرند و از بیهوده گویی می پرهیزند. بزرگمهر

642

توانگر راستین کسی است که آز در دلش راه نیافته است. بزرگمهر

641

همرزمان هوشیار اختیار کن، و اگر خصم بر تو تیز گردیداز او برمتاب. اما چون یقین کردی که در برابر او تاب پایداری نداری به جنگ مکوش و با خصم پر توان میاشوب. بزرگمهر

623

ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد. بزرگمهر

609

مال هم مایه سربلندی و آسایش است، و هم سبب خواری و پریشانی. اگر به آیین خرد صرف شود آفریننده شادی و برآورنده نام نیک است، اما اگر بنهند و نخورند یا چنانکه باید بکار نبرند بهای سنگ و گوهر شاهوار یکی است. بزرگمهر

561

آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است، بیش از همه در خور ستایش است. بزرگمهر

546

هر کس را سرنوشتی مقدر است. یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست. به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد. پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد. بزرگمهر

536

فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد، و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالایم. بزرگمهر

525

خرد، آدمی را گرانبهاترین چیز است، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است. و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید، چه دانشور سرور سروران است. و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد تا در نظر پادشاه گرامی، و پیوسته شاد و فرمانروا باشد. و اگر این نیز نداشت دیگر درخور زنده ماندن نیست، و بهتر است که مرگ وی را دریابد. بزرگمهر

516

باید پیوسته به پروردگار بی همتا رو آوریم، در هر کاری او را بینا دانیم و باور کنیم که روزی ده مختار اوست. بزرگمهر